• تاریخ : ۱۸ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیگر

آدم‌های زیادی امروز و فردا کنکور دارند . آن‌هایی که قرار اســت با یک مداد نرم مشکی از بین همه تست‌های سخت و آسان آرزوهای چندین و چندســاله‌شان را بیرون بکشند و به آرمان‌شهری به نام دانشگاه برسند

141641 775 دانشگاه شبیه هیچ کدام از آرزوها نیست

من تمام خیالم از دانشکده علوم اجتماعی را از «متولد ماه مهر» گرفـــــته بودم.تصور می کردم دانشگاهی که من دوست دارم لابد جایی اســت شبیه اینجا، آن هم با دانشجوهایی شبیه «فروتن» که حتی با سکوتشان هم اعتراض به پا می کنند یا لااقل چیزی شبیه «حجار»  وقتی که توی حیاط کوچک دانشکده ما چرخ می زد و از همکلاسی هایش میخواســت تا مطالبه گر باشند! 

 

به نقل مهر، هیچ وقت«احمدرضا درویش» را نمیبخشم. چون وقتی که داشت در دانشکده پیر و کوچک ما «متولد ماه مهر» را می ساخت،خبر نداشت که بعدها ما چه قدر می توانیم با آن فیلم، با آن قاب های شلوغ و پر از هیاهوی دانشکده کوچکمان خیال ببافیم و به خاطر نشستن روی صندلی های زهوار دررفـــــته اش خودمان را توی اتاق هایمان حبس کنیم تا پشت کنکور نمانیم! من تمام خیالم از دانشکده علوم اجتماعی را از «متولد ماه مهر» گرفـــــته بودم.تصور می کردم دانشگاهی که من دوست دارم لابد جایی اســت شبیه اینجا، آن هم با دانشجوهایی شبیه «فروتن» که حتی با سکوتشان هم اعتراض به پا می کنند یا لااقل چیزی شبیه «حجار»  وقتی که توی حیاط کوچک دانشکده ما چرخ می زد و از همکلاسی هایش میخواســت تا مطالبه گر باشند!
 
 اما ما مطالبه گر نبودیم.این روزها  درست پنج ســال از خیال بافی های ما می گذرد. ما دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی بودیم با دنیای از خواســته و آرزو دانشگاهمان  دقیقا در همان دانشکده پیر وکوچکـ«متولد ماه مهر» تمام شد! دانشگاه شبیه هیچ کدام از خیال های ما نبود. ما بین کلاس ها، راهروها و دانشجوها نه دانیال را پیدا کردیم نه مهتاب، نه خبری از کلاس های پر جنب و جوش  بود و نه رد و نشانی از دانشجوهایی که برای دانستن وخواســتن هایشان بجنگند! ما مطالبه گر و دانشجو نبودیم چون شیشه عمر انگیزه هایمان را سپرده بودیم به خیال آرمانشهری به  نام دانشگاه، حواسمان نبود که از پشت صندلی نشستن، کلاسور دست گرفـــــتن و دیکته نوشتن جزوه های اســتاد نه فقط از ما که از هیچ جوان جویای نامی روی زمین دانشجو در نمی آید حتی اگر همه  چهار ســالش را در ساختمان و اتاق هایی نفس بکشد که به آن می گویند دانشگاه!
 
طبق رسم هر ســاله  جوان های زیادی فردا کنکور دارند . شمایی که قرار اســت با یک مداد نرم مشکی از بین همه تست های سخت و آسان  آرزوهای چندین و چند ســاله تان را بیرون بکشید و به آرمانشهری به نام دانشگاه برسید. کاش اول ماه مهر که از پشت همه درس خواندن ها و کنکور دادن هایتان یک دانشجو متولد شد. همین که پایتان به دانشگاه رسید، درست همان لحظه ای که  فرق واقعیت دانشگاه با چیزی که فکر می کردید توی ذوقتان خورد.

 

همان ثانیه ای که بی تفاوتی و بی رمقی اســتاد انگیزه هایتان را کمرنگ کرد. مثل ما خودتان را نبازید سریع ژست آدم های سرخورده را نگیرید و غرق فرضیات گذشته تان نمانید. دانشگاه از شما دانشجو نساخت، شما دانشجو باشید و دانشگاه بسازید؛ حتی اگر دانشگاهتان شبیه«متولد ماه مهر»خیال هایتان نبود باز هم دوستش داشته باشید، خوبی دانشگاه  این اســت  که فقیر و غنی اش، سنتی  و طریقهنفکرش، چپ و راســتش، شمال شهر و جنوب شهرش کنار هم می نشینند، مجبور اند یاد بگیرند و بپذیرند که همه آدم ها قرار نیست مثل خودشان بخورند،بپوشند، فکر کنند و دوست داشته باشند.

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید

نوشته دانشگاه شبیه هیچ کدام از آرزوها نیست اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.