• تاریخ : ۱۷ام تیر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیگر

اگر شرکت کشور ها در جنگ غلط باشد، اغلب شرکت افراد هم در این جنگ ها غلط خواهد بود. اما گاهی و فقط گاهی شرکت در جنگ های ناعادلانه برای اجتناب از نتایج بدتر می تواند درست باشد.

علیرضا آرا برای اهالی تئاتر چهره‌‌ای نیست که همین چند روز قبل و به‌واسطه حضور در سریال تلویزیونی «زیر پای مادر» شناخته شده باشد. این بازیگر ســال‌ها در عرصه نمایش ایران فعالیت داشته و همواره از چهره‌های موجه و حرفه‌ای تئاتر به شمار رفـــــته اســت. حضور مستمر و با کیفیت روی صحنه آن‌هم برای نزدیک به دو دهه‌، شاهد عملکرد حرفه‌ای این هنرمند به نظر می‌رسد؛ صحنه‌ای که اگر کوچک‌ترین کوتاهی و خطایی در زندگی حرفه‌ای داشته باشید دست شما را رو می‌کند.
 
این خاصیت صحنه‌ نمایش اســت. اما مخاطب غیر تئاتری در طول هفته‌های اخیر و به‌واسطه حضور خوش نقشِ آرا در سریال بهرنگ توفیقی با گوشه‌ای از توانایی‌هایش آشنا شد و ما به همین بهانه گفت‌وگویی با او ترتیب دادیم. گفت‌وگویی که موج حضور درخشان بازیگران تئاتر در سینما و تلویزیون ایران ایجاب می‌کند با تعداد بیشتری از آنها انجام شود و شاید این گفت‌وگو مقدمه‌ای برای ما در اینجا باشد. فعلا صحبت با این بازیگر درباره وضعیت این روزهای تئاتر، حضور بازیگران تئاتر در سینما و تلویزیون و البته ماجرای پایان‌بندی پر حرف و حدیث سریال «زیر پای مادر» را در ادامه می‌خوانید.
 

141637 317 عليرضا آرا، بازیگر تئاتری که در تلویزیون هم درخشید

 
شما را بیشتر به ایفای نقش در تئاتر می‌شناسیم. چه عاملی موجب شده در دو، سه ســال اخیر شاهد افزایش حضور بازیگران تئاتر در تلویزیون و سینما باشیم؟
شاید خیلی دقیق نباشد که بگوییم این اتفاق در دو سه ســال اخیر بیشتر شده اســت. امکان دارد زمان‌هایی تعداد کم و زیاد شده باشد ولی از قدیم همین روند وجود داشته و مثلا قدیم اساتیدی از جمله علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، عزت‌الله انتظامی، زنده‌یاد داود رشیدی پیش از هر چیز به عنوان بازیگر تئاتر شناخته می‌شدند. اگر به چند نسل بعد هم نگاه کنیم، مرحوم خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی بازیگر تئاتر بودند و بعد در سینما و تلویزیون درخشیدند.
 
به همین دلیل باید گفت بازیگران تئاتر همیشه این کوچ را داشته‌اند، اگر بتوانیم اسمش را کوچ بگذاریم. شاید در دوره‌هایی خیلی بیشتر به چشم آمده‌اند. در این ســال‌های اخیر به نظرم درخشش این بچه‌ها خیلی محسوس‌تر بوده و جوایز متعددی دریافت کرده‌اند و کارهای درخشانی انجام داده‌اند و به همین دلیل چنین حسی را به وجود آورده اســت.
 
ولی در دوره رشیدی، کشاورز و فنی‌زاده جریانی در تئاتر خیلی سخت در برابر حضور بازیگر تئاتر در تلویزیون می‌ایستاد. یک نگاه منفی وجود داشت و اگر بازیگر به سینما می‌رفـــــت در آثار کارگردانانی مثل ابراهیم گلستان و بهرام بیضایی بازی می‌کرد. نکته من اینجاســت که تلویزیون در دوره‌ای به صورت محدود چهره‌های خودش را پرورش داد اما حالا اینطور نیست.
 
با شما موافقم و حتی شاید برعکس این درست باشد. یعنی تلویزیون افرادی را پرورش می‌داد و ما با متولدان تلویزیون مواجه بودیم، به همین دلیل هم بازیگران تئاتر چندان در سریا‌ل‌ها حضور نداشتند. شاید این روند خیلی اتفاقی تغییر کرده باشد اما امکان دارد مدیران سیما و تهیه‌کنندگان از دوره‌ای به این نتیجه رسیدند که اگر بازیگران تئاتر در سینما می‌درخشند و در بعضی آثار تلویزیونی هم عملکرد مناسبی دارند چرا از این ظرفیت اســتفاده نکنیم. در یک دوره‌ای هم تعبیر غلطی وجود داشت، اینکه هزینه به خدمت گرفـــــتن بازیگر تئاتر زیاد نیست و با خودشان تصور کردند خب تئاتر که پول ندارد و ما با حداقل دستمزد می‌توانیم بازیگر تئاتر به خدمت بگیریم.
 
بازیگرانی که خیلی هم منظم هستند و دقیق عمل می‌کنند. درست یا غلط این روندی بود که وجود داشت و به واسطه همین اســتراتژی گروه بیشتری از بچه‌های تئاتر در تلویزیون درگیر شدند. بعد از آن تهیه‌کننده و کارگردان با واکنش مثبت تماشاگران نسبت به این بازیگران را مشاهده کردند و همکاری افزایش یافت. الان دیگر نگاه به تئاتر اینطور نیست که ارزان قیمت هستند، بلکه معتقدند از میان این بچه‌ها می‌توان بازیگران بسیار خوبی پیدا کرد. از یک کارگردان تلویزیون نقل می‌کنم که می‌گفت «تئاتری‌ها یک حسنی دارند؛ اینکه منظم هستند.
 
منظم نه به معنای افرادی که سر وقت می‌آیند و می‌روند، به این معنا که نظم ذهنی دارند.» رعایت راکورد گریم و لباس در سینما و تلویزیون اهمیت زیادی دارد ولی رعایت راکورد بازی و حس کار ساده‌ای نیست. این تداوم حس و رعایت راکورد رفـــــتاری حتی به اندازه بالا یا پایین بودن تن صدای بازیگر در تئاتری‌ها بسیار بسیار قوی‌تر اســت. امکان دارد گروه کارگردانی تصمیم بگیرد تصویربرداری یک سکانس را خُرد کند و بخشی از آن را چند هفته یا چند ماه بعد انجام دهد، اینجا بازیگران تئاتر به‌صورت ناخودآگاه راکورد را حفظ می‌کنند. نمی‌گویم بازیگر تلویزیون یا سینما نمی‌تواند ولی طبیعی اســت بازیگری که تداوم حس روی صحنه را بارها تجربه کرده‌ باشد در این زمینه هم راحت‌تر عمل می‌کند.
 
ما می‌دانیم وضعیت تئاتر ما چندان بسامان و مطلوب نیست. اما در همین شرایط شاهد درخشش بازیگران تئاتر در سینما و تلویزیون هستیم. این اتفاق محصول چیست؟
شاید ذات هنر نمایش و انگیزه و عشق بچه‌های تئاتری دلیل باشد. شرایط و احوالات تئاتر ما از نظر مالی و شرایطی که یک نمایش باید طی کند تا به مرحله اجرا برسد نابسامان اســت اما اهالی این خانه که تغییر نکرده‌اند. امروز همان تمرین‌هایی را انجام می‌دهند که همواره وجود داشته و شاید عده‌ای اصلا تمرین‌های شخصی‌تر و جدی‌تری را در برنامه بگذارند.
 
اصولا فردی که به تئاتر می‌آید انگیزه و عشقی به همراه دارد که اجازه نمی‌دهد شرایط و ناملایمات خیلی بر روحش اثر بگذارند. شاید این مسائل زندگی روزمره را کمی برایش سخت کند ولی عاملی نمی‌شود که بازیگر و کارگردان تئاتر ضعیف شود. گرچه آنچه می‌گوییم قطعا درباره همه تئاتری‌ها صدق نمی‌کند و به این معنی نیست که همه تئاتری‌ها شاهکار می‌کنند. ما بازیگران تلویزیونی داریم که به قدری درخشان عمل می‌کنند که صد بازیگر تئاتر هم به گرد پای‌شان نمی‌رسند. در تاریخ سینمای خودمان هم افرادی مثل بهروز وثوقی را داشتیم که تئاتری نبودند و درخشیدند. ولی مطالعه، تحقیق و انگیزه بچه‌های تئاتر برای انجام کار درست بیشتر اســت.
 

141638 221 عليرضا آرا، بازیگر تئاتری که در تلویزیون هم درخشید

 
حس می‌کنم این اواخر میل غریبی به ستاره شدن بین نسل جوان تئاتر وجود دارد. چیزی که در گفت‌وگو با بازیگران خارجی و بیشتر اروپایی به این شدت ندیدم. تئاتری کار خودش را می‌کند و اگر به سینما هم رفـــــت ادامه می‌دهد؛ شیفته ستاره شدن نیست.
با یک بخش از جمله شما خیلی موافقم و معتقدم کلید پاسخ در همان عبارت اســت. «نسل جوان تئاتر» به معنی کسانی که تازه وارد عرصه بازیگری شده‌اند انگیزه بیشتری برای چهره شدن دارند و آنها که پیراهن بیشتری پاره کرده‌اند اینطور از خود اشتیاق نشان نمی‌دهند. چه بسا در بعضی به کلی چنین نگرشی وجود ندارد و تئاتر فقیر را به سینما و تلویزیون پولدار ترجیح می‌دهند.

 

تئاتر جایی اســت که در آن احساس آرامش می‌کنند و همه مختصاتش را به خوبی می‌شناسند. قصد شعار دادن ندارم و به همین دلیل می‌گویم ســالی که وارد یادگیری بازیگری تئاتر شدم تصورم این بود که این هنر پلی اســت برای رسیدن به سینما و شهرت. اکثر افرادی که می‌گویند ما از همان ابتدا فقط عاشق تئاتر بودیم به نظرم کمی روراســت نیستند. قبل از اینکه وارد عرصه آموزش بشوم به سینما می‌رفـــــتم و در صف‌های طولانی جشنواره فیلم فجر می‌ایستادم.
 
بنابراین من هم میل به شهرت داشتم، فقط شاید کمی عاقلانه‌ رفـــــتار کردم و خواســتم از طریق تئاتر به هدفم برسم. چندســالی تئاتر کار کردم و همین اندازه صادقانه و صریح می‌گویم مسیر ذهنی من تغییر کرد و جهانم عوض شد. دیدم چقدر در تئاتر آرامش دارم و چقدر برایم جذاب اســت به قدری که شهرت نمی‌خواهم.

 

نه اینکه اصلا نخواهم، بلکه دیگر مثل سابق حرص رسیدن به شهرت نداشتم. هرچه زمان بیشتر گذشت، جذابیت تئاتر برایم بیشتر شد به حدی که حتی در مقاطعی دچار اشتباه شدم. زمانی همکاری با سینما و تلویزیون را نادیده گرفـــــتم، چرا؟ چون به دلایل طریقهنفکرانه عده‌ای معتقد بودند ما باید در تئاتر بمانیم و اگر روزی قرار به همکاری با سینما باشد، حتما باید بهرام بیضایی پیشنهاد دهد. به این ترتیب چهارســال عمدا به پیشنهادها نه گفتم و با خودم خیال کردم هنرمند خیلی حیاتیی هستم که به حضور در سینما و تلویزیون «نه» می‌گویم.
 
به همین دلیل الان در سن ۴٢ ســالگی بعد از ٢٢ -٢٠ ســال کار تئاتر بعضی افراد به من می‌گویند کار اول‌تان بود؟ درحالی که از ســال ٧٨ تا ٨٣ حدود ١٠ سریال کار کردم و در تعدادی نقش اصلی داشتم؛ اما درست از همان زمان به بعد دیگر همکاری با سینما و تلویزیون را نپذیرفـــــتم. به هرحال سینما هنر صنعت پر زرق و برقی اســت و دایره مخاطبان بسیار گسترده‌ای دارد درحالی که تئاتر این طور نیست. در نهایت قرار اســت طی ٣٠ اجرا چند هزار نفر به تماشای کار بنشینند که موجب می‌شود جذابیت سینما برای جوان‌ها بیشتر باشد.
 
اما کار در تلویزیون با تئاتر تفاوت زیادی دارد؛ تطبیق با این شرایط و حفظ کیفیت چطور اتفاق می‌افتد؟
تمرین در تئاتر اهمیت زیادی دارد. گروه از سه تا شش ماه تمرین می‌کند، بنابراین من به عنوان بازیگر یک بازه زمانی در اختیار دارم و می‌توانم با تمرکز روی نقش تحقیق و تمرین کنم. همچنین امکان ایفای نقش و به دست آوردن نقاط قوت و ضعف برایم فراهم اســت تا کار به اجرا برسد. در سینما و تلویزیون شاهد چنین فرصتی نیستیم و در خوش‌بینانه‌ترین حالت یک دورخوانی برگزار می‌شود تا افراد با کاراکترها آشنا شوند. البته من می‌توانم به‌صورت شخصی روی سکانس‌ها و نقش کار کنم ولی شاهد کار جمعی در این بخش نیستیم.
 
در این شرایط کسی برنده اســت که از قبل آماده باشد، به این معنی که شب مسابقه نرمش نکند و مستمر برای آمادگی تلاش کند. این آمادگی می‌تواند از تئاتر نشات بگیرد و بازیگر برای حضور در مقابل دوربین از تجربه‌های‌ صحنه اســتفاده کند. در اصطلاح می‌گویند بازیگری اســت که یکسری ابزار مورد نیاز را آماده در آستین دارد و نیاز نیست به حس، حرکت بدن و نگاه فکر کند بلکه همه‌چیز به‌صورت خودکار حاضر اســت و فقط باید جرقه‌اش یا تلنگر اولیه را بزند.
 
نظر شما در این باره چیست که بعضی می‌گویند «جز اســتثناها اصولا محتوای نمایش‌های ما در ســال‌های اخیر اصطلاحا تلویزیونی شده و تئاتر محصول چندان متفاوتی به مخاطب ارایه نمی‌دهد؟» حتی بازیگران تلویزیون در نمایش‌‌ها ایفای نقش می‌کنند.
باید بگویم متاسفانه امروز پول در تئاتر ما حرف اول را می‌زند. چون تئاتر همواره درگیر ماجرای مالی و اقتصاد اســت و به همین دلیل گاهی ناچار می‌شود به فاکتورهایی تن بدهد که جنبه اقتصادی را برایش مهیا می‌کند. مجبور اســت نگاه تجاری کند و به سمت بازیگر تجاری برود.

 

نویسنده هنگام نگارش نمایشنامه مجبور اســت به جریان فطریقه هم گوشه چشمی داشته باشد. کارگردان مجبور اســت طوری کارگردانی کند که تماشاگر به عنوان تامین‌کننده جنبه اقتصادی از کار راضی باشد. این بین عده‌ای همچنان برمبنای ایده تئاتر برای تئاتر کار می‌کنند و هنر تئاتر را منزه‌تر از ماجرای کسب درآمدهای آنچنانی می‌دانند. این گروه حتی به نظرم در شرایط موجود تا حدی اشتباه می‌کنند چون شش ماه بعد متوجه اشتباه خود می‌شوند و به ناچار باید کل کار را تعطیل کنند و این ضربه‌ به مراتب مهلک‌تر اســت.
 
باقی جامعه تئاتر هم با میزان مختلف مسائل تجاری را به اشکال مختلف در نظر می‌گیرند. تمام این قضایا از کجا نشات می‌گیرد؟ از اینجا تئاتر ما بعد از این همه ســال حرفه‌ای عمل نمی‌کند و زیرساخت مناسب نداریم. ســالن‌های ما هویت ندارند و معلوم نیست چه سبک و سیاقی در جریان اســت. وقتی چنین اتفاقی بیفتد مخاطب هم تفکیک می‌شود و می‌داند تئاتر مورد علاقه‌اش را در کدام ســالن تماشا کند.

 

الان مخاطب سردرگم اســت، چرا؟ چون ما تئاتری‌ها هم سردرگم هستیم. قصد نقد تئاتر تجاری را ندارم چون به هرحال تئاتر بدون اقتصاد سر پا نمی‌ماند ولی امروز کار به جایی رسیده که ســالن دولتی هم نگاه تجاری دارد، برای اینکه باید حقوق کارمندانش را از محل فطریقه نمایش‌ها تامین کند. اقتصاد در تئاتر حرف اول را می‌زند و سرمنشا همه سوءتفاهم‌ها بین اهالی تئاتر و نابسامانی‌ها همین بحث غیاب مدیریت و برنامه‌ریزی درست برای اقتصاد این جریان اســت.
 

141639 117 عليرضا آرا، بازیگر تئاتری که در تلویزیون هم درخشید

 
خب چرا هنرمندی مثل باربا خودش آستین بالا می‌زند ولی اینجا گروه‌ها جز اجرا هیچ فعالیتی برای درآمدزایی انجام نمی‌دهند؟
بحث گسترده‌ می‌شود ولی خیلی کوتاه اینکه بحث اقتصاد تئاتر فقط به معنی فطریقه بلیت و تقسیم درآمد بین اعضای گروه نمایش نیست. در کشورهای دیگر اقتصاد و فرهنگ با یکدیگر پیوند جدی دارند و قوانین دولتی هم به کمک هنرمندان می‌آید.

 

ما ســال ٨۵ با نمایش «دو متر در دومتر‌جنگ» به کارگردانی نیما دهقان به تئاتر مارین باد در فرایبورگ آلمان دعوت شدیم. دیتر کومل، سرپرست و راهبر این تئاتر یک ساختمان قدیمی شبیه حوضچه حمام‌های قدیمی خودمان را تمام و کمال در اختیار داشت و اینجا نمایش کار می‌کردند. دولت به او اجازه داده بود هر کار قانونی برای گردش اقتصادی‌ این ساختمان تئاتری صلاح می‌داند، انجام دهد.
 
همین‌جا نخستین گسست بین قوانین آنها و ما به وجود می‌آید چون اگر ما ســالن خصوصی هم تاسیس کنیم قادر به انجام هر کار قانونی در آن نیستیم و برای راه‌اندازی هر بخش باید دو ســال دوندگی کنیم تا مجوز بگیریم. از سوی دیگر آنها امنیت شغلی دارند و ما نداریم چون همین حالا امکان دارد وزیر فرهنگ یا شهردار منطقه عوض شود و نفر بعدی بگوید ما ســالن‌ خصوصی تئاتر نمی‌خواهیم.

 

خواهید دید به سرعت ســالن‌ها را پلمب می‌کنند و همه‌چیز تمام می‌شود. در کشورهای دیگر با تغییر دولت و اســتاندار و شهردار فعالیت هنرمندان به خطر نمی‌افتد. جالب اســت بدانید پشت ساختمان تئاتر مارین باد نانوایی بود و به این ترتیب به گردش مالی ساختمان تئاتر کمک می‌شد.
 
آیا ما اینجا چنین امکانی داریم؟ خیر. اتفاقا عملکرد آنها بسیار حرفه‌ای اســت چون برای گردش چرخ تئاتر حتی حاضر به نان پختن هستند. تعبیرشان این بود که نان پختن و آشپزی هم یک‌جور نمایش اســت و نظر درستی بود.
 
با این تفاسیر عنوان خصوصی‌سازی در تئاتر هم مطرح می‌شود.
به نظرم اســتفاده از عبارت خصوصی‌سازی در تئاتر کمی برای ما زود بود. بی‌آنکه به عواقب کار فکر کنیم تئاتری که کودک شیرخواره بود و نمی‌توانست روی پای خودش بایستد را از حمایت محروم کردیم. بخشی از اشکالات موجود از همین‌جا نشات می‌گیرد چون به‌یک‌باره حمایت‌های دولتی و قرارداد تیپ قطع شد.
 
الان هم از تئاتر خصوصی فقط اسمش باقی اســت. به این دلیل می‌گویم که تا وقتی شما نتوانید اندیشه و ایده‌های‌تان را در ســالن روی صحنه ببرید و اجرایی کنید از تئاتر خصوصی خبری نیست و فقط با یک ملک خصوصی مواجه هستیم. ما هنوز باید زیرنظر وزارت ارشاد کار کنیم و هنوز همان گروهی کارمان را بازبینی می‌کند که قبلا وجود داشت ولی حالا به‌جای ســالن دولتی کارمان را در ســالن خصوصی بازبینی می‌کنند. وجود ساختمان و سرمایه‌گذار خصوصی به معنای تئاتر خصوصی نیست.
 
اگر موافق باشید کمی درباره سریال «زیر پای مادر» صحبت کنیم. ساخت شخصیت «صدرا» در این سریال چطور پیش رفـــــت؟ همان طور که گفتید با تکنیک‌های آمده از تئاتر یا نه اصلا کار دشواری هم نبود؟
در تئاتر شما با بعضی نمایشنامه‌ها مواجه هستید که کاراکتر در دل خود همه‌چیز دارد. آنقدر درست و فکر شده نوشته شده که به شما می‌گوید چطور رفـــــتار کنید و همه‌چیز در دیالوگ‌های شخصیت نهفته‌ اســت.

 

سعید نعمت‌الله هم به همین شکل پیش می‌رود و کاراکترهایش را به شکلی خلق می‌کند که همه‌چیز تا حد زیادی طریقهن می‌شود. آنقدر با کاراکترها زندگی می‌کند و بعد آنها را روی کاغذ می‌آورد که وقتی متن به دست بازیگر می‌رسد، می‌بیند نویسنده ٧٠ نسبت راه را رفـــــته اســت. صدرای سریال زیر پای مادر هم همین‌طور بود، خودش می‌گفت چطور باید بازی شود. جدای از اینها سعید نعمت‌الله به تمام جزییات شخصیت‌ها تا حرف زدن و شکل گریم حساسیت بسیاری دارد.
 
حتی قد بازیگر و شخصیت برایش اهمیت دارد و کارش این اســت که در پیش تولید همه‌چیز را با بازیگران پیش می‌برد تا اینکه در نهایت به یک جمع‌بندی نهایی می‌رسد؛ دست‌بردار هم نیست. این به بازیگر کمک می‌کند چون اینجا فقط با نویسنده مواجه نیست بلکه با یک هدایت‌کننده روبه‌رو اســت که در نقش بازیگردان ظاهر می‌شود.

 

کسی که جدای از آنچه نوشته به عنوان پل ارتباطی بین بازیگر و متن عمل می‌کند و نکات را شفاهی هم انتقال می‌دهد. بارها در دورخوانی‌ها درباره صدرا و نمونه‌های بیرونی‌اش صحبت کردیم، شاید برخلاف خیلی از سریال‌ها به‌شدت درباره شخصیت فکر کردیم تا اینکه به آنچه دیده شد، رسیدیم.
 
بهرنگ توفیقی در مقام کارگردان هم‌ همین طور اســت و این در کنار یکدیگر گروه توما‌ای را تشکیل می‌دهند که کار کردن با آنها برای بازیگر بسیار جذاب و لذتبخش می‌شود. چون می‌داند اگر جایی خطا برود دو نفر با دقت همه‌چیز را زیرنظر گرفـــــته‌اند و در مسیر صحیح هدایت می‌کنند.
 
یکی از نقدهای پرتکرارِ شاید تا حدی نادرست این بود که زبان، بعضی عقاید، ریخت‌شناسی و رفـــــتار شخصیت‌ها اتفاقا ارتباط چندانی به جامعه امروز ندارد.
ای کاش گفت‌وگوی حال حاضر ما تصویری بود تا من اسناد زیادی نشان بدهم که خیلی از عقاید، نوع بیان و همه آنچه به آن نقد می‌شود همچنان زنده اســت.‌ای کاش می‌توانستم همین الان صفحه شخصی‌ام و سلسله گفت‌وگوهایی که بین یک نفر و جمعی از بینندگان سریال در گرفـــــته را به شما و خوانندگان روزنامه نشان بدهم. خیلی جالب اســت، همین الان یک صدرای واقعی وجود دارد که تا به حال او را ندیده‌ام ولی دو هفته‌ای می‌شود که در صفحه شخصی‌ام اظهاراتش را دنبال می‌کنم اما وارد گفت‌وگوها نمی‌شوم که مخاطبان کارشان را انجام بدهند.
 
یک جناب آقایی با عقاید کاملا مشابه صدرا دو هفته اســت در حال مبارزه و کشمکش با مخالفان سریال اســت و می‌گوید «کاری که صدرا انجام داد عقاید من هم هست خب چه کار کنم؟»، یعنی ماجرا برای من به سریال دومی تبدیل شده بود که هر شب دنبال می‌کردم.

 

شبی که سریال به پایان رسید و عده زیادی به آن پایان‌بندی ایراد داشتند برایم نوشت «جناب آقای آرا یک ساعت اســت گریه می‌کنم و باور نمی‌کنید وقتی سریال این طور به پایان رسید مادرم به آشپزخانه رفـــــت و شکلات آورد و پخش کرد که حق به حقدار رسید.» ببینید! من می‌پذیرم شاید عقایدی که تا همین دهه ۶٠ یا ٧٠ هم قابل درک بود امروز از اکثریت افتاده و آن جامعه ٩٠- ٨٠ نسبتی به ٣٠ یا ۴٠ نسبتی تبدیل شده باشد.
 
امکان دارد ما دیگر در طبقه‌ای نیستیم که با آنها مواجه شویم ولی یک نفر من را تهدید می‌کرد که «امشب به رفـــــتار شب قبل ادامه نده؛ اگر ادامه بدی میام صورتت را به هم می‌ریزم!» بنابراین این شیوه زندگی در لایه‌های گوناگون جامعه جریان دارد. اینجا از جانب نویسنده پاسخ می‌دهم که به هر حال ما راجع‌ به آن طیف صحبت کردیم و نگفتیم همه اجتماع این گونه اســت.
 

141636 424 عليرضا آرا، بازیگر تئاتری که در تلویزیون هم درخشید

 
ولی من این طور می‌پرسم که آیا واقعا باید گفت نوعی از نگرش یا شیوه رفـــــتاری و گفتاری از دهه‌۴٠ تا امروز در میان بعضی اقشار ما باقی مانده؟ به این معنی که بخشی از جامعه در یک نقطه متوقف شده و پیش نیامده‌ اســت؟
نمی‌توانم بگویم صدنسبت با شما موافقم چون جامعه به معنای مردمی که در آن زیست می‌کنند و خلق و روحیات مشخص و شناخته شده‌ای دارند که تغییر نکرده اســت. گرچه تغییراتی در نوع پوشش و ظاهر اتفاق افتاده ولی ما همچنان با همان نگرش و جهان‌بینی شرقی شناخته می‌شویم. البته تا حد کمی در درون چیزهایی تغییر کرده اســت، شما در نظر بگیرید طرح ماجرای ازدواج «خلیل و رخساره» با اینکه از نظر شرعی هیچ اشکالی ندارد ولی تا همین ١٠ ســال قبل غیرممکن بود. نه‌تنها هیچ گروهی سراغ چنین سوژه‌ای نمی‌رفـــــت، بلکه مردم هم با دیدنش جا می‌خوردند.
 
پس حتما یک روند تغییرات فکری در جامعه وجود داشته که امروز بر سر جزییات صحبت می‌کنیم نه کلیات. بنابراین خیلی موافق نیستم که بخشی از جامعه در ۴٠ ســال قبل مانده اســت اما تاکید دارم فرهنگ و نوع ارتباط شرقی از ویژگی‌های خاص خودش برخوردار اســت. اگر همین ماجرای خلیل و رخساره را با یک فرد غربی در میان بگذاریم اصلا متوجه نمی‌شود درباره چه چیز صحبت می‌کنید.

 

شاید نقد منتقدان از این زاویه باشد که دل‌شان می‌خواهد ٣٠ ســال به جلو برویم و دیگر از چنین مسائلی رها شویم ولی به‌هرحال داســتان جامعه اســت. همین الان اگر ١٠ نفر دور هم بنشینیم موارد مشابهی در خانواده‌های‌مان پیدا کنیم و خیلی دور از دسترس و در دل تاریخ نیست. هنوز می‌بینیم در مناطقی عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمان‌ها نوشته شده اســت.
 
شکل گرفـــــتن نظرهای موافق و مخالف زیاد نشان می‌دهد که سریال راه خود را به خانه‌ها باز کرده و احتمالا مردم ویژگی‌های مشترک با خود دیده‌اند که این اتفاق افتاده.
واقعیتی از دل جامعه را دیده‌اند که این طور واکنش نشان می‌دهند. این حجم از حمله بعد از پایان سریال و به واسطه پایان‌بندی که دیدند از همین‌جا نشات می‌گیرد. انتقاد و اعجابی که جامعه را فراگرفـــــت به این دلیل بود که مردم همذات‌پنداری کردند ولی برخلاف انتظار و تصور در پایان گویی یک آینه در برابرشان گرفـــــته باشیم دچار حیرت شدند. دل‌شان می‌خواســت اتفاق دیگری بیفتد اما با چیز دیگری مواجه شدند.
 
بله، به اتفاق سنتی یا رجوع زن و مرد بعد از طلاق واکنش نشان داد.
چرا این اتفاق افتاد؟ چون مردم دل‌شان می‌خواهد آنچه برای‌شان جذاب اســت، رخ دهد ولی خواســته‌ها، آرزوها و دوست داشتن‌های ما الزاما با واقعیت موجود در زندگی یکی نیست. امکان دارد در واقعیت اتفاق دیگری بیفتد و اگر ما کمی به دور از احساس با ماجرا مواجه شویم، در قسمت پایانی هیچ چیز عجیب و غریبی رخ نداد.

 

ما با رفـــــتار طبیعی پدر و مادر جامعه شرقی مواجه بودیم. درباره اســتثناها صحبت نمی‌کنم ولی معتقدم غالب مادران و پدران ایرانی خودشان را فدای زندگی و سرنوشت فرزندان می‌کنند. درحالی که اگر بخواهیم درباره جامعه غربی صحبت کنیم می‌گویم نمی‌توان با این قطعیت صحبت کرد. پدر و مادر یا اصولا قانون می‌گوید دیگر به سن قانونی رسیدی و حالا فرصت داری با تصمیم‌هایت آینده‌ات را بسازی. در ایران پدر ٨٠ ســال دارد و با پسر ۶٠ ســاله‌اش مثل یک کودک رفـــــتار می‌کند. می‌گوید تا وقتی زنده‌ام فرزند من هستی و تا آن زمان اگر نانی می‌خورم ابتدا با تو تقسیم می‌کنم.
 
شاید بخش حیاتیی از تعجب مردم به پایان‌بندی ارتباط داشت. تصور غالب این بود که سانسور اتفاق افتاده و کل پایان‌بندی تغییر کرده اســت.
به نظرم خانوم تقوایی به عنوان تهیه‌کننده سریال بهترین گزینه‌ای اســت که می‌تواند و حق دارد درباره جریان قسمت پایانی اظهارنظر کند. تنها می‌توانم بگویم من هم مثل مردم قسمت پایانی را پای تلویزیون تماشا کردم. حتی باید بگویم شبی که همه منتظر دیدن قسمت پایانی بودند و پخش نشد، من هم جلوی تلویزیون نشسته بودم و انتظار دیدن بخش پایانی را داشتم.

 

در جایگاهی نیستم که بگویم چه اتفاقاتی رخ داد و فقط می‌توانم بگویم پایان‌بندی قصه و سریال دقیقا همین بود. خیلی صحبت‌هایی مطرح شد که واقعا به همه ما و گروه برخورد. مثل اینکه می‌گفتند اینها قسمت پایانی را شب گذشته و دوباره فیلمبرداری کرده‌اند.

 

چیزی که اصلا امکان نداشت رخ بدهد چون ماه‌ها قبل همه‌چیز به پایان رسیده بود. عده‌ای هم گفتند از اول قرار بوده با رخساره ازدواج کند ولی از بالا دستور دادند آتنه را بگیرد. ابدا این طور نبود ولی شوکی که به مردم وارد شد دلایلی داشت که ترجیح می‌دهم درباره‌شان صحبت نکنم. فقط یک جمله می‌گویم که مردم بسیار باهوش هستند و متوجه می‌شوند چرا این طور شد.

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید

نوشته علیرضا آرا، بازیگر تئاتری که در تلویزیون هم درخشید اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.