لینک های مرتبط :

آبگرم گیشکی ‌ استان کرمان بافت

این چشمه‌ آبگرم در ارتفاعات اسفندقه و در مسیر بافت به اسفندقه واقع شده است. ۱۵۳۰ متر ارتفاع از سطح دریا، ۵ لیتر در ثانیه آب دهی و ۴۰ درجه سانتیگراد دمای آب آن است. آبی که از نوع آب‌های قلیایی است و به صورت جوششی به شکل رودخانه کوچکی در دره‌ای جریان دارد. فاقد ترکیبات، گازها و بخارات مفید بوده، اما ترکیبات مضر هم ندارد و با بخار نسبتاً زلال است.

از هموطنان عزیز ساکن بافت تقاضا می شود در صورت داشتن تصاویری از چشمه آبگرم گیشکی آنرا از طریق ایمیل(info@seeiran.ir) برای ما ارسال نمایند.

آبگرم گیشکی ‌

آبگرم گیشکی ‌آبگرم گیشکی ‌


جاباما
تور

اگر به هر دلیلی مکان مطلب فوق در نقشه درست نمایش داده نشد، قبلاً از شما پوزش می خواهیم.


مشاهده فاصله آبگرم گیشکی ‌ تا:



دسته بندی :

برچسب ها :


گورستان عصر آهن تبريز استان آذربایجان شرقی تبریز

سایت موزه گورستان عصر آهن مسجد کبود تبریز

۱٫ محوطه مسجد کبود: محدوده محوطه در شمال، شمال غرب و شمال شرق بنای مسجد کبود زیر چندین متر رسوبات واقع شده طول شرقی و غربی این محوطه تقریبا ۲۷۶ مترو عرض شمالی جنوبی آن بطور متوسط ۱۰۲ متر و دارای مساحتی حدود ۳ هکتار می باشد.
۲٫ پیشینه مطالعاتی باستان شناسی: طی خاکبرداریهای سال ۱۳۷۶ بوسیله شرکتهای ساختمانی آثاری از این محوطه بدست آمد و در شهریور ماه ۱۳۷۷ توسط آقای نصرت ا… معتمدی محوطه شناسی و آثار هزاره اول پ.م گزارش شده است و در سال ۱۳۷۹ عملیات حفاری عملا توسط آقای دکتر نوبری آغاز و طی ۴ فصل کاوش تا ۱۳۸۲ ادامه یافت و گورستان مربوط به عصرآهن شناسایی شد.
۳٫ آثار شناسایی شده شامل: نخاله های ساختمانی دوره معاصر، آثاری از دوره قاجاریه، صفویه، تیموری و ایلخانی در لایه های بالا بدست آمد.
۴٫ آثار و اشیاء بدست آمده از قبور شامل: ظروف سفالی و اشیاء زینتی می باشد که همراه اسکلتها در داخل گورها بدست آمده است.
۵٫ قدمت گورستان شناسایی شده مربرط به عصر آهن ۲ می باشد.)
این عبارت، متن تابلویی ست که در محوطه فضای آزاد سایت موزه مقابل درب ورودی به عنوان شناسنامه مکان نصب شده است.
در واقع سایت موزه به موزه ای گفته می شود که به شکل طبیعی در محوطه کاوش های باستان شناسی برقرار شده و در آن آثار کشف شده بدون تغییر و دستچین شدن به نمایش در می آیند. از آنجا که تعداد چنین مجموعه هایی در سراسر جهان بسیار کمیاب است به همین دلیل کشف و راه اندازی سایت موزه مسجد کبود در تبریز که نخستین نوع از این موزه ها در ایران می باشد، از اهمیت بالایی در سطح جهان برخوردار بوده و بدلیل قدمت و حجم آثار کشف شده نمی توان برای این مجموعه ارزش مادی تعیین کرد اما همه این محوطه که باقی مانده از تمدن ماقبل تاریخ است دارای ارزشی جهانی است.
سایت موزه مسجد کبود با قدمتی ۳ هزار و ۵۰۰ ساله شامل گورستانیست مربوط به عصرآهن ۲ ، حدود سالهای ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد که در ضلع شرقی این مسجد واقع شده است. از ابتدای کشف این گورستان طرح سایت موزه وجود داشته و با تاخیر در اردیبهشت ماه سال ۸۶ سایت موزه عصر آهن تبریز جزء مجموعه مسجد کبود افتتاح شد.
در لایه ۲۳ و ۲۴ خاک بستر رودخانه ای را داریم که تمام قبرستان زیر رسوبات این رودخانه دفن شده بود. گروه کاوش تا لایه ۲۵ پیشروی کرده و پس از لایه برداریهای سطحی از عمق ۵/۳متر به بعد بالاترین سطح قبرستان و اجساد مدفون در آن را کشف کرده اند. سطح فعلی گورستان در عمق تقریبی ۱۰ متر پائینتر از سطح خیابان امام قرار دارد و آخرین لایه قبرهای موجد در آن میباشد. قبر دو نفره ای که سال ۷۸ از این مجموعه در عمق ۸ متری پائین تر از سطح مسجد در محوطه مسجد کبود پیدا شده، چون استثناٌ شامل دو جسد بوده به موزه آذربایجان منتقل شده است. در تمامی قسمتهای حفاری شده بلافاصله پس از برداشت لایه سطحی، سفالهای مربوط به دوره های قاجار، صفوی، تیموری، ایلخانی و سلجوقی به صورت بسیار در هم ریخته به دست آمده است، علت این به هم ریختگی را، که سبب مشخص نشدن قطعی لایه های دوره اسلامی شده، می توان حفر چاههای فاضلاب و وقوع زلزله های متعدد دانست. شهر تبریز در طول تاریخ، چندین بار با زلزله های سهمگین تخریب شده، ولی مردم این شهر دوباره آن را بنا کرده اند ، به همین دلیل می توان آثار مختلفی از دوران باستان و هخامنشیان تا دوره های بعد را در لایه های این خاک یافت. اما به دلیل پراکندگی آثار، نمی توان دوره های دقیق تاریخی آنها را مشخص کرد.
بنا به گفته هایی این مکان حالت تپه مانند داشته و این امر باعث شده سطح گورها با هم متفاوت بوده و اجساد در یک سطح و عمق ثابت دفن نشوند. گروه کاوش برای رسیدن به پایین ترین لایه، قبور لایه های بالاتر را جمع کرده تا پس از مرمت و تهیه شناسنامه معرفی، در محفظه هایی به شکل تابوت شیشه ای به نمایش درآیند.
تدفین اجساد این قبرستان با استثنای اجسادی که تدفین ثانویه داشتند به شکل جنینی بوده است. جهت تدفین شرقی-غربی و صورت اجساد همواره به سمت شمال است. به دلیل اعتقاد دینی این قوم (مهر پرستی) اجسادی که قبل از ظهر دفن می شدند به سمت شرق و اجسادی که بعد از ظهر دفن می شدند به سمت غرب بوده اند. اما بدون توجه به جهت دفن همواره صورت جسد به سمت شمال قرار می گرفته است. همچنین به دلیل اعتقاد به جهان پس از مرگ و زنده شدن مردگان، کنار اجساد وسایل و ابزاری را دفن می کردند. از جمله سفالهایی که داخل آنها مواد غذایی و آشامیدنی پر می کردند. داخل قبور زنان اشیاء زینتی از جمله گردنبند، انگشتر و دستبند مفرغی و داخل قبور مردان نیز ابزار جنگی چون سرنیزه مفرغی، خنجر و درفش می نهادند. از سویی نیز تعداد و نوع اشیاء موجود در داخل قبور، شیوه ساخت و سادگی آنها خود نشان از تفاوت طبقاتی میان مردم مدفون در این قبرستان می باشد. برای شناخت فرهنگ مردمی که در این گورستان مدفونند مطالعاتی انجام نگرفته ولی از نظر شکل و شیوه ساخت سفالها شبیه به تپه حسنلو و از نظر ساخت زیور آلات و اشیاء تزئینی شباهتهایی با آثار یانیق تپه حوالی آذربایجان دارند که از این شباهتها تبادلات فرهنگی این قوم آشکار است.

اکثر اجساد دفن شده در این گورستان در سنین جوانی بوده اند، حتی جسد نوزاد و جنین هم در میانشان یافت میشود.
مسئله قابل توجه در این قبرستان تدفین ثانویه تعدادی از این اجساد است که نشان دهنده اهمیت و قداست این قبرستان در قرون گذشته میباشد. مردم کوچ نشین قبیله اجساد خانواده خود را که در محل دیگری فوت کرده بودند به اینجا منتقل و در این محل که از اهمیت و قداست خاصی برخوردار بوده دفن می کرده اند. چون مسیری شاید طولانی برای تدفین طی می شده، دقت در سالم نگهداشتن جسد به حالت تدفین انجام نگرفته و بعضی از اجساد به حالت متلاشی و یا حتی ناقص دفن می شده اند.

خواب ابدی اجداد ۳هزارساله زیر مدرن ترین برج تجاری شهر
در سال ۷۶ با وجود هشدارها و مخالفت های سازمان میراث فرهنگی، عده ای با مجوز برخی سازمانهای شهری بدون توجه به حریم تاریخی یک اثر ثبت شده، در حریم تاریخی مسجد کبود اقدام به ساخت مجتمع تجاری می کنند. در جریان عملیات خاکبرداری این مجتمع به طور اتفاقی آثاری از یک گورستان پیش از تاریخ کشف می شود. با تلاشهای سازمان، قسمتی از پروژه این مجتمع متوقف و یک گروه باستان شناسی به سرپرستی دکتر نصرت ا… معتمدی اقدام به نجات بخشی از مجموعه یاد شده کردند و ۱۲۰ قبر همراه ابزار و وسایل زندگی متعلق به عصرآهن کشف شده و ۳۷ مورد از گورهای کشف شده ساماندهی شدند، در جریان این کاوشها، مشخص شد که بقیه آثار این تمدن ۳هزار و ۵۰۰ساله زیر خروارها آهن و آجرمدفون شده است.(روزنامه قدس ۸۶٫۳٫۱۹)

در سال ۸۲ کاوشهای اولیه دکتر معتمدی در این فضا اتمام یافته و دکتر فریبا مجیدی مرمتگر اصفهانی، دوره اول حفاظت و مرمت اولیه آثار را انجام داده اند. در این مرحله حفاظت و ساماندهی اجساد و تبدیل گورستان به سایت موزه انجام شد. چون بدلیل تاثیرات جوی، رطوبت هوا و… خطر پوسیدگی اسکلتها وجود داشت برای پیشگیری از جذب املاح خاک و نابودی آثار محافظتهای اولیه توسط موادشیمیایی انجام گرفته، نمکهای خاک از بین رفته، سفالها و اجساد متلاشی ترمیم یافته و بر روی اجساد با پارالوئید تثبیت جزئی انجام شده است. در قسمتی از قبور و حفاری ها به صورت ابتدایی اقدامات حفاظتی انجام گرفت و پوشش هایی بر روی آنها تعبیه شد. مخصوصا اینکه به علت عدم تعیین حریم مشخص به صورت دیوار حائل در محدوده خانه باعث شد، قسمت غربی و شمالی خانه به محل دپوی مصالح شرکت پاساژساز تبدیل شود. (خبرگزاری میراث فرهنگی)
طبق تصمیمات گرفته شده مرمت و بازسازی اسکلتها به دوره دوم مرمت و حفاظت موکول شده بود اما…
اقدامات حفاظتی از این قبیل نمی تواند، با توجه به حساسیت بسیار زیاد استخوان های انسانی و اشیای همراه آنها، عملکرد مناسبی برای حفظ و نگهداری آنها در مقابل رطوبت، تغییرات دما و ویروس های مخرب باشد. بسیاری از اسکلت ها در اثر گذشت زمان و تاثیر عوامل تخریب یا از بین رفته اند، یا در حال از بین رفتن هستند. قطعا حفاری بدون حفاظت کافی، آن هم در مکانی به حساسیت آثار قبرستان گوی مسجد (مسجد کبود) تخریبی دیگر از همان نوع تخریب و خاکبرداری توسط شرکت پاساژ ساز خواهد بود. (خبرگزاری میراث فرهنگی)
این موزه چه از نظر کاوش و چه به جهت نگهداری و مرمت،محیطی فعال محسوب می شود و یکی از مشکلات اساسی سایت وجود رطوبت خاک است. برای حفظ و مرمت گورستان از بین بردن این رطوبت اولین شرط لازم است اما به دلیل دسترسی نداشتن به تمام محوطه و فضای اشغال شده در محدوده خانه مسکونی جنب سایت موزه این کار عملی نیست.
زمان افتتاح پروژه سایت موزه رضا عبادی -رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی- در خصوص هزینه اجرای این پروژه اظهارداشت: «این قبیل پروژه‌ها که ” ارک علیشاه” تبریز نیز در زمره آنهاست به دلیل اهمیت فراوان خود با محدودیت اعتباری مواجه نیستند.» ( پیام میشو)

در این راستا وقتی از معاون فعلی امور فرهنگی سازمان میراث فرهنگی –گردشگری و صنایع دستی نیز در رابطه با کمبود بودجه و مشکل هزینه بالای کاوشها و حفاظت آثار سوال می کنم اعتبارات سازمان را مناسب و کافی می داند و دلیل ادامه نیافتن کاوشها و … را بی نیازی و بیهودگی این عمل بیان می کند. و می گوید: «برای ادامه کاوشها در سایت موزه برنامه ریزی شده و قرار بود چند فصل حفاری انجام شود. یکی از این برنامه ها نیز خرید خانه همجوار بود. در حال حاضر این ملک تحت تملک میراث فرهنگی ست. اما باید در نظر داشت حفاری در جایی نیاز است که اطلاعات تازه ای ارائه شود، در این مکان اطلاعات تازه ای وجود ندارد و تمام اشیاء و اسکلتها شرایط همسان موارد موجود و در اختیار را دارند. خاک بهترین محافظ این آثار است. بنا به تشخیص کارشناسان سازمان تا زمانیکه نیاز به حفاری تشخیص داده نشده و امکانات کاملی برای نگهداری این اجساد موجود نباشد، مرحله دوم کاوشها آغاز نخواهد شد.»

اسماعیلی مراحل دفع رطوبت سایت موزه را چنین تشریح می کند: «در حال حاضر جهت از بین بردن رطوبت موجود در فضا در دیوارها و سقف سایت دستگاه فن تعبیه شده و در زمانهای مناسب دربها باز می شود تا جریان هوا رطوبت هوا را از بین ببرد. با توجه به موقعیت جغرافیایی تبریز و موقعیت منطقه ای این گورستان در فضای ۸ متر پائین تر از خیابان به دلیل بالا بودن آبهای زیرزمینی، مسیر رودخانه ای، حفر چاههای خانگی و … مکانی کاملاٌ مرطوب است. رطوبت ویترینها نیز متفاوت است و این رطوبت باید بتدریج دفع شود. در تعدادی از موارد با استفاده از مواد جذب و دفع رطوبت و در تعدادی دیگر با در نظر گرفتن حفاظتهای اولیه با جریان هوا این رطوبت جذب می شود.»

از سویی دیگر کمبود حضور راهنما در مکانی با این همه شگفتی بسیار دل آزار است. نزدیک ۳ ماه است که زائرین این قبور ۳ هزار ساله تنها به یادداشتها و اطلاعات ارائه شده در لوحها و کتیبه های نصب شده در کنار اشیاء و آثار اکتفا می کنند. معاون امور فرهنگی میراث فرهنگی با تائید این نکته اظهار داشت: « در فصل گردشگری از همکاری راهنمایان مسلط به زبانهای مختلف بهره مند بودیم و همچنین در چادرهای گردشگری و مساجد نیز راهنمایان آماده و مسلط به اطلاعات دقیق تاریخی داشتیم.»
اسماعیلی یادآور شد:« سازمان میراث فرهنگی حتی برای توسعه فرهنگ توریسم و آمادگی مشاغل درگیر با این صنعت کلاسهای آموزشی مختلفی از هتلدارها گرفته تا رانندگان تاکسی و … برگزار کرده است.»
وی ادامه داد: « اما در این فصل از سال، با توجه به شرایط آب و هوایی تبریز گردشگر کافی نداریم. در تکمیل کادر سازمان با مشکل استخدام روبرو هستیم و با راهنمای قبلی سایت موزه نیز مدت کمی ست تصویه شده. اما در این رابطه با رئیس سازمان مکاتباتی انجام شده و قول مساعد گرفته ایم.»

بسته بودن فضای اطراف سایت موزه و دور از انظار بودن مکان از معضلات اساسی دیگر یک اثر ثبت شده ی ملی ست!
در اجرای بند ۱۲ از ماده ۳ قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور مصوب مجلس شورای اسلامی و در حدود موارد مربوطه از قانون راجع به حفظ آثار ملی و با رعایت مقررات آئین نامه اجرایی قانون اخیرالذکر، آثار فرهنگی تاریخی ملی ، با فضاهای پیرامونی آنها که از خود اثر جدایی ناپذیر است ، تعریف می شوند و بدون آنها هویتشان مخدوش و ارزش فضایی آنها شدید کاهش می یابد

در ۸۵/۱۱/۳۰ سازمان گردشگری و میراث فرهنگی واژه حریم اثر تاریخی- فرهنگی را اینگونه تعریف می کند:« فضای پیرامون اثر که برای حفاظت از عرصه و اعیان آن،‌ ارزشهای تاریخی – فرهنگی ، مناظر و مزایا و ایجاد ارتباط فرهنگی اثر با محیط پیرامون در درجات مختلف و با ضوابط مشخص در هر درجه، از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، تعیین و اعلام می‌شود و مشمول قوانین ناظر به حفاظت از آثار تاریخی – فرهنگی می‌گردد. (سایت مرکز آمار ایران tar.sci.org.ir)
اما آیا این تعریف درباره چه تعداد از آثار ثبتی ما صدق می کند و آیا سایت موزه ۳۵۰۰ ساله مسجد کبود تبریز- ایران نیز یکی از این آثار می باشد؟!

گورستان عصر آهن تبريز

DCFC0019.JPG

گورستان عصر آهن تبريز

DCFC0028.JPG

گورستان عصر آهن تبريز

DCFC0021.JPG

گورستان عصر آهن تبريز

DCFC0015.JPG

گورستان عصر آهن تبريز

DCFC0055.JPG

منبع : سایت اوشیدر

گورستان عصر آهن تبريزگورستان عصر آهن تبريز

مسكن به عنوان مهم ترین نیاز بشر از بدو خلقت تاكنون مطرح بوده است. انسانهای اولیه بر حسب غریزه خود غارها را به عنوان مسكن و جان پناه در مقابل تغییرات جوی و فصلی از قبیل سرما، گرما، بارش برف و باران و وزش بادهای شدید و در امان ماندن از حملات حیوانات درنده انتخاب نمودند. بیشتر شدن جمعیت، انسان را مجبور به تفكر كرد تا بتواند مشكل مسكن خود را با استفاده از چوب درختان و سنگ ها تا حدودی برطرف نماید. گسترش جمعیت و پراكنده شدن انسان ها در موقعیت های جغرافیایی مختلف ذهن انسان را بر آن داشت تا با توجه به موقعیت اقلیمی منطقه مسكونی متناسب با شرایط آن منطقه بسازند. با بیشتر شدن جمعیت انسان ها قومیت و طوایف مختلف نیز بوجود آمدند.

رصد خانه آلاچیقی تركمن

رصد خانه آلاچیقی تركمن
قوم تركمن نیز یكی از این اقوام می باشد. اكثریت قوم تركمن دامداری را به عنوان خود انتخاب نمودند. داشتن خانه های ثابت برای قوم تركمن كه دامدار بودند و مجبور بودند برای تهیه علوفه و چرای دامهایشان دائما در حال كوچ باشند، مشكلاتی را بوجود می آورد. این مسئله مردان قوم را برآن داشت تا بتوانند با درنظر گرفتن امكانات موجود خود خانه ای طراحی نمایند تا بتوانند بصورت متحرك قابل جابجایی باشد و در حداقل زمان ممكن آن را برپا نمایند و در زمان كوچ نیز براحتی بتوانند آنرا جمع نمایند و كار حمل و نقل آن نیز توسط حیواناتی چون اسب یا شتر امكان پذیر باشد و در عین حال از استحكام زیادی نیز برخوردار باشد تا بتواند در مقابل عوامل جوی همچون بادهای شدید، بارش هایی همچون برف و باران، زمین لرزه ایستادگی نماید و در تابستان و زمستان نیز مورد استفاده قرار گیرد. یكی دیگر از مواردی كه به این نكته دقت زیادی باید می شد در نظر گرفتن فصول، ماه ها، و روزهای سال و طلوع و غروب خورشید بوده است. آنها توانستند با در اختیار داشتن مواد اولیه بسیار ساده همچون چوب درختان و پشم گوسفندان خود خانه ای طراحی و بسازند كه تمامی نیازهای آنان را برآورده نماید به اسم آغاچ اُی ( آلاچیق ). اسكلت آلاچیق بوسیله برش و حالات دادن به چوب درختان و اتصال آنها به شكلی كاملا كارشناسی شده تهیه نمایند. پوشش آنرا نیز با استفاده از پشم گوسفندان و با درست كردن نمدهایی مناسب نقاط مختلف آن تهیه نمایند. استحكامات آنرا نیز بوسیله بافته هایی بصورت فرش و یا جاجیم به شكل نوارهایی پهن و نازك در نظر بگیرند.
رصد خانه آلاچیقی تركمن

اجزای آلاچیق تركمنی (اُی)
اجزای اصلی تشكیل دهنده آغاچ اُی (‌آلاچیق) عبارتند از:
تاریم
قسمت پایین اُی (دیواره) را تشكیل می دهد، تعداد ۴ عدد تارم در ساختمان آلاچیق وجود دارد. هر ۱ تاریم از ۴۴ قطعه چوب ( ۲۰ عدد كامل و ۲۴ عدد برش خورده ) تشكیل می شود. قطعات چوب بوسیله پوست شتر (ناحیه گردن) با سوراخ كردن آنها بصورت ضربدری ( آكاردئونی ) بر روی همدیگر گره زده می شوند، چوبها به گرد این محور قابل چرخش بوده و تمامی قطعات نیز براحتی باز و بسته می شوند و با باز شدن آنها اشكالی بصورت لوزی بوجود می آید. تاریم ها را بوسیله طنابی به همدیگر می بندند و از اتصال آنها فضایی استوانه ای به قطر ۵/۵ متر و محیط ۱۶ متر، شكل می گیرد. در قسمتی از تاریم ها كه به در متصل می شوند، قطعه ای كه به در وصل می شود.

از دیگر چوبها ارتفاعی مختصر بلندتر دارد، بلندی ارتفاع آن نیز به خاطر آن است كه تا بتواند تكیه گاهی محكم برای در باشد. ارتفاع تاریم ها در حالت جمع شده ۲۰/۲ سانتیمتر و در حالت باز شده ( حالت برپا كرده ) حدود ۷۰ /۱ سانتیمتر می باشد.

اوق
چوبهایی به شكل كمانی در حدود ۶۰ عدد كه نوك آنها تراش خورده و انتهای آنها پهن تر است. دارای ۲ سوراخ می باشند كه طنابهای نسبتا نازك پشمی به آنها متصل می باشند. قسمت نوك اوق ها درون سوراخهایی كه دور توینوك وجود دارد قرار می گیرند و قسمت دیگر آن به قسمت بالای تاریم ها كه نقطه اتصال دو قطعه می باشد و شكل ۷ را تشكیل می دهد، بوسیله طنابهایی انتهای اوق ها گره زده می شود. ۴ عدد از اوق ها بالای قسمت سوراخ های طاق در ورودی آلاچیق قرار می گیرد. اوق ها به همراه توینوك، فضای گنبدی اُی را شكل می دهند.

توینوك
قسمت بالای دایره ای شكل آلاچیق می باشد، كه حالت پنجره و یا هواكش را نیز دارد. این قسمت از ۳ تعداد چوب قوس دار ساخته می شود و از قسمت بیرونی شكلی برآمده را تشكیل می دهد. در محل توینوك سوراخ هایی تعبیه شده است كه اوق ها درون آنها جای می گیرند.

ایشیك
عبارت است از ۲ قطعه چوب بلند به ارتفاع در كه قسمت بیرونی آن دارای شیاری می باشد كه ۴ قسمت انتهایی تاریم ها در درون آن شیارها قرار می گیرد و بوسیله طناب به در بسته می شود ، ۲ قطعه چوب نسبتا پهـن نیــز در قسـمت بالایـی (طاق) و یكی دیگر نیز در كف قرار می گیرد. در طرفین این چوبها سوراخی وجود دارد كه برآمدگیهای قسمت بالایی و پایینی در، درون آن قرار می گیرد. جنس در از تخته های پهن می باشد كه معمولا از چوب درخت توت یا نراد بوده است.

قامیش
عبارت است از ۲ تكه نوار پهن به ارتفاع حدود ۷۰/۱ سانتیمتر است كه با برش دادن نی بصورت قدی و پنج بافتن آن به شكل حصیر تهیه می شود. قامیش به دور تاریم ها كشیده می شود. قامیش تكه سومی نیز دارد، كه طولی در حد فاصله باقیمانده میان دو قامیش دیگر دارد، از این قامیش در مواقعی كه هوا سرد است استفاده می شود و در مواقعی كه هوا گرم است با برداشتن آن، هوا درون آلاچیق جریان می یابد.

كچه
پوشش نمدی آلاچیق را گویند كه به ۳ قسمت تقسیم می شود.
الف) نمدهایی كه روی تاریم ها را می پوشانند و ۴ عدد هستند. این نمدها مستطیل شكل می باشند و دورلوق نام دارند.
ب) اوزوك تكه هایی ذوزنقه شكل نمد، كه تعداد آن ۲ عدد است و بر روی اوق ها كه شكلی گنبدی شكل به خود گرفته اند، انداخته می شود.
ج) آخرین قطعه از این پوشش كه به شكل دایره است سرپیك می گویند. سرپیك در قسمت تاج آلاچیق كه توینوك در آن قرار دارد سوار می شود، عرض سرپیك در حدود ۲۰ الی ۳۰ سانتیمتر از توینوك بیشتر می باشد و دور آن تعدادی طناب نصب می شود تا به تاریم ها بسته شود تا وزش باد نتواند آنرا از جا بكند. طراحی و ساخت نمدها به عهده زنان قوم تركمن می باشد.

دورلوق یاقا
نواری پهن به عرض ۳۰ سانتیمتر و طول ۱۶ متر. در دو طرف آن طناب هایی وجود دارد كه بوسیله آنها دورولق یاقا را در قسمت بالایی تاریم ها محكم می بندند (دورلوق یاقا به عمود ایستادن و منظم تاریم ها كمك می كند. )

بیل یوپ
بیل یوپ نیز نواری است به طول ۱۶ متر، اما با پهنایی بیشتر از دورلوق یاقا، بیل یوپ وظیفه كمربند این خانه چوبی را به عهده دارد تا بتواند وزن قسمتهای دیگر را كه بر روی تاریم ها سوار می شوند و فشار آنها مستقیما به تاریم ها وارد می شود را تحمل نموده و در برابر بادهای شدید نیز مقاومت نماید.

دوزی
دو قطعه نوار باریك و جاجیم بافته است كه بوسیله آنها فاصله تك تك اوق ها را با چرخاندن دور آنها تنظیم كرده و محكم می بندند. مانع متلاشی شدنشان در موقعی كه نمد اوزوك را سوار كردن شود.

تارپ یاپار
قطعه ایست تشكیل شده از نمد و حصیــر، نمــد را بــر روی حصیر می دوزند كه استحكام پیدا كند و بتواند مانع ورود بادهای سرد زمستانی بداخل آلاچیق شود.

اورقان
طنابی است كلفت از جنس پشم كه در مواقعی كه بادهای بسیار شدید می وزد از آن استفاده می كنند. طناب را از بالای سقف آلاچیق عبــور داده و توســط ۲ عدد پایه چوبی به زمین وصل می شود.

قازیق
میخ های چوبی كوچك هستند كه از آنها نیز در مواقع وزش بادهای شدید استفاده می شود. آنها را در كنار تاریم ها به زمین می كوبند و بوسیله طنابهایی آنها را به تاریم ها می بندند.

رصد خانه آلاچیقی تركمن

كاركرد رصدخانه ای اُی تركمن
ساختمان آلاچیق تركمن به قدری دقیق و حساب شده طراحی شده است كه نشان از اوج دقت و ارزش زمان در زندگی این قوم می باشد.
تعداد قطعات به كار رفته در این ساختمان، جهت و سمت برپا كردن آلاچیق، داشتن حالت نیمكره ای ساختمان كه شكل رصدخانه را دارد دلیل بر این ادعا می باشد. (ساختمان رصد خانه های امروزی نیز به شكل نیمكره طراحی می شود.)
چهار تكه بودن تاریم ها نشان ۴ فصل بودن سال است. تعداد ۶۰ عدد بودن اوق ها و تنظیم آنها به مقدار ۶ درجه نیز روزهای سال را نشان می دهد. در زمان برپا كردن آلاچیق سمت آن دقیقا به سمت جنوب باید باشد. جهت بوسیله در، مشخص می شود یعنی جهت در حتما باید به سمت جنوب باشد.

در فصل بهار خورشید درست از قسمتی كه دو عدد تاریم به هم وصل می شود، طلوع می كند و درست در قسمت مقابل و در همان زاویه غروب می كند. به تدریج كه به تابستان نزدیك تر می شویم طلوع و غروب خورشیــد به سمــت شمال ادامـه می یابد.

در مدت سه ماه خورشید بیشترین مسافت ممكن را طی می كند و به شمالی ترین نقطه كه می تواند طلوع و غروب كند، می رسد. فاصله ای كه در این مدت طی كرده است به ۵ عدد از شبكه های یك تاریم می رسد، یعنی در هر ۱۸ روز یك شبكه را طی می كند و در این فاصله بین اولین طلوع فروردین تا اولین طلوع تیر ماه، طلوع و غروب خورشید سی درجه تغییر مسیر می دهد. از اول تیر ماه طلوع و غروب خورشید دوباره به سمت جنوب تغییر مسیر می دهد. اول تیر ماه طولانی ترین روز سال و كوتاه ترین شب سال را شاهد خواهیم بود. در اول مهر ماه طلوع و غروب خورشید به میانی ترین نقطه آلاچیق می رسد و این بار به سمت جنوب ادامه مسیر می دهد و این بار نیز پس از ۹۰ روز به نهایی ترین قسمت جنوبی كه خورسید طلوع و غروب می كند می رسد. این بار خورشید ۳۰ درجه به سمت جنوب تغییر مسیر داده است. از آخرین روز بهار تا آخرین روز پاییز خورشید ۶۰ درجه مسیر خود را تغییر می دهد. شب یلدا نیز آخرین و طولانی ترین شب سال درست آخرین شب فصل پاییز است. پس از آن به مرور طول روزها بیشتر و شب ها ها كوتاه تر می شود. در اول دی ماه دوبـاره خورشیــد به سمت شمال بــر می گردد.

این معلومات بسیار ارزشمند را قوم تركمن با دقت در تغییر فصول سال، جهات طلوع و غروب خورشید، كوتاه و طولانی شدن شب و روز توانسته اند كسب نمایند و با در نظر گرفتن این تغییرات و شرایط زندگی خودشان كه همان كوچ نشینی و دامداری بوده است، توانسته اند خانه ای بسیار دقیق و حساب شده را طراحی و بسازند تا بتوانند در اسرع وقت خانه را بر پا كنند و هر وقت هم خواستند همان خانه را جمع كرده و توسط دو شتر به هر كجا كه كوچ كردند ببرند و دوباره در همان خانه سكونت گزینند و هم بتوانند به سادگی با دقت در مسیر طلوع و غروب و تابش نور خورشید از موقعیت زمانی خود آگاه باشند. در دوره ای طولانی تركمن ها آموختند تا از اُی خویش برای رصد مكان ستارگان و تعیین جهت و ساعت روز استفاده كنند.

رصد خانه آلاچیقی تركمن

رصد خانه آلاچیقی تركمنرصد خانه آلاچیقی تركمن

وقتى سخن از آرايه‏ هاى زندگى به ميان مى ‏آيد، بى ‏اختيار به سرزمين كهنى مى ‏انديشم كه ازديرباز، مهد كهن‏ترين تمدّن ‏هاى بشرى بوده و عظيم ‏ترين حوادث تاريخى در آن، شكل گرفته‏ اند. سرزمينى كه آن را به عنوان مهد قانون شناخته ‏اند و آن‏قدر اين خصيصه شاخص بوده كه ملل دنياى كهن از آن، ضرب‏المثلى ساخته بودند و به هر چيز كه ثابت و استوار بود و تغيير و ديگرگونى در آن راه نداشت، به طعنه «قانون پارسى» ميگفتند. قانونى كه نشان و اصل اوّل مدنيّت به‏ شمار مي رفت.

مورّخان دنياى كهن، چه يونانيان، چه روميان و چه اعراب، از ايران و ايرانيان، چنين ياد كرده ‏اند: مردمانى كه سخت پاى‌بند به اصول اخلاق‏ اند و آراسته به بهترين و برترين صفات و خصايص انسانى. اين مردمان، جامه ‏هاى آراسته و زيبا بر تن مى ‏كنند؛ در شكيبايى و پايدارى، شهره آفاق‏اند و وقتى سخن از كيانشان به ميان آيد، از بذل جان، دريغ نمى ‏ورزند. نسبت به اسيران و زخميان در ميدان كارزار، چونان پدرى با فرزند رفتار مى ‏كنند؛ تو گويى خداوند در وجودشان هزاران كاريز از عشق و معنويت به وديعه نهاده است. مردمان ايران زمين، نيكو سرشت‏اند و بدخواهى در دل آنان راه ندارد. ايرانيان، مردمانى هنرمند و هنر دوست‏اند و بى ‏شك خداوندان شعر و شعورند و هنر در زندگى روزمرّه آنها جاى ويژه دارد. چه در سفالينه‏ هايشان و چه در حجّارى‏ هايى كه در دل كوه‏ ها نموده‏اند، عظيم‏ ترين آثار و شگفتى ‏هاى هنرى را پديد آورده‏ اند كه اعجاب و تحسين هر بيننده‏اى را برمى‏انگيزد. در اين مقاله سعى شده است آنچه از آداب و رسوم و هنر رفتار مردمان ايران پيش از اسلام به دست ما رسيده، مورد بررسى قرار گيرد.
ناگفته نگذارم كه آنچه سيّاحان و مورّخان عهد باستان (مانند: هِرودُت، هِكاته، گِزِنوفون، پلوتارْك، آريستوفانِس، آتِناثيوس، و…) را به اعجابْ وامى ‏داشت، در مرتبه نخست، نه آرايه ‏هاى ظاهرى، بلكه آراستگى ‏ها و پيراستگى ‏هاى اخلاقى ايرانيان بود. بدين ‏ترتيب، گرويدن اين مردم به اسلام و مكتب اهل بيت(ع) – به عنوان آيينى كه در آداب زيست و ارزش‏هاى والاى انسانى حرف آخر را مى‏ زند – را بايد نتيجه همان پاك نهادى، آزادگى و نيك خويى آنها دانست كه بِدان شُهره بوده‏اند.
اينك، اين افتخار، ما را بس كه ايرانى هستيم و از نسل مردانِ مرد و وارث يكى از عظيم‏ ترين تمدّن‏هاى بشرى و دلْ سپرده بهترين دين حضرت دوست!
باشد كه قدر خود و كيان خود را نيك بدانيم و گوهر وجودى خود را پاس نهيم!

۱٫ دوره ماد
اسباب منزل
در آثار مكشوف در تپه سِيَلْك و گنج زيوه لرستان، از هنر مادى براى تزيين ظروف، استفاده شده است. باستان شناسان، در كوه‏هاى لرستان، آثار فلزّى و سفالى بسيارى كشف كرده‏اند كه نقش ‏هاى آن نشانگر مهارت و چيره‏ دستى هنرمندان مادى است.
هنر معمارى و تزيين
از معمارى ‏هاى مادها چيزى براى پژوهشگران، شناخته شده نيست. تنها تعدادى قبور صخره‏اى متعلّق به آن دوره مى ‏توانند تصويرى از معمارى آن زمان را به دست دهند. اين قبور، داراى تصاوير و تزيينات زيادى هستند. بر سردرِ مقبره‏ ها كنده‏ كارى ‏هايى بر روى سنگ، مشاهده مى‏ شود كه به آنها زينت خاصى مى ‏دهد. در اين مقابر و مقابر مشابه، ستون‏ ها و كنده‏ كارى ‏هاى روى سنگ به چشم مى ‏خورد. از اين دست كنده‏ كارى ‏ها، در جنوب روسيه تا ماوراى قفقاز به گونه‏ اى چشمگير وجود دارد و مورد توجه خاصّ شرق‏شناسان است. مادها در سنگ‏تراشى زبردست بودند و نقش ‏هاى صخره‏اى بر جا مانده از آنها، سختى كار و هنرمندى آنان را نشان مى ‏دهد، مثل نقش خورشيدى كه در حال پرتوفشانى است. اين نقش بر بالاى سردرِ مقبره‏اى بين كرمانشاه و همدان، كنده‏ كارى شده است. يكى از زيباترين و شگفت‏ انگيزترين اثر اين دوره، دِژ مركزى اِكباتانه (همدان) با هفت ديوار متّحدالمركز است كه هر يك بلندتر از قبلى و به رنگ‏ هاى سفيد و سياه و سرخ و آبى و زرد و قهوه ‏اى و كنگره ‏هاى آنها نيز نقره فام و زردْفام بودند و هر دژ داخلى بلندتر از دژ خارجى آن بوده است. درون آن از چوب سِدر و سَروْ ساخته شده بود و تيرهاى سقف و ستون‏ هاى سردر و دالان‏ ها با صفحات طلا پوشيده شده بودند و پوشش سفال‏ ها از نقره خالص بود.
از نمونه آثار سنگى مى توان به «شير سنگى» كه در همدان است، اشاره نمود. اين شير تا سال ۱۹۳۰ ميلادى سالم بود؛ ولى پس از اين تاريخ، صدماتى ديده است.

باغ‏ها
باغ‏ هاى زيباى ايران در اين دوره چنان زبانزد عام و خاص بودند كه حتى باغ‏ هاى معلَّق بابِل (كه يكى از عجايب هفت‏گانه عهد كهن محسوب مى ‏شد) را تقليدى از باغ‏ هاى عهد مادى در ايران مى ‏دانند. به اين باغ‏ها «پرديس» مى ‏گفتند كه به معناى «بهشت» است. سرسبزى و شكوه و عظمت اين باغ‏ها هر بيننده‏اى را به تحسين وا مى ‏داشت.

زيورآلات
در آثار طلا و نقره‏اى كه از اين دوره برجا مانده است، زيورآلاتى مشاهده مى ‏شود، مثلاً سينه‏ ريزى كه از گنجينه زيوه (در لرستان) به دست آمده و در آن مى ‏توان اشكال واقعى و تخيّلى حيوانات را مشاهده كرد. در اين سينه‏ ريز، از طلاى خالص استفاده شده و نقوشى در نهايتِ ظرافت و دقّت بر آن، ترسيم شده ‏اند. در ساخت سينه‏ ريزها، النگوها و گوشواره ‏ها از نقش سر حيوانات عجيب و غريب، يارى مى‏ گرفتند. در ساخت اين زيورآلات، با ابزارهاى بسيار دقيق و مفتول‏ هاى نوك ‏تيز، تصاويرى از جانوران و گياهان (به صورت شاخه‏ ها و گل‏ها) قلم‏كارى شده است. زيورسازان اين دوره آن‏قدر چيره ‏دست بودند كه گاه و بى ‏گاه از آثار يا سبك آنها در ساختن كاخ‏ ها و اشياى عهد هخامنشى استفاده ميشد.

كفش و لباس
در اين دوره، تفاوت‏هايى در لباس‏هاى افراد، ديده مى ‏شود. اين تفاوت‏ها نه تنها نشانگر تعلّق آنها به طبقه‏اى خاص، بلكه نشانگر حد و مرز قبايل مختلف نيز بوده است.
مادى ‏ها معمولاً بر كمر خود، شمشيرى كوتاه و بر روى سر، كلاهى به شكل بَشليق (كلاه سردارى) و چكمه بلندى نيز بر پا داشتند.
لباس ‏هاى عامه مردم در اين دوره شباهت بسيار زيادى به مردمان خِطّه كردستان در زمان حال داشته است. اعيان و اشراف، لباس‏هاى بسيار مجلَّل و شكيلى بر تن داشتند، تا آن‏جا كه برخى از مورّخان، لباس‏هاى مردم مرفّه و اعيان عهد هخامنشى را تا حدّ زيادى برگفته از لباس‏ هاى اين عهد ميدانند.
عامه مردم ماد، روى نيم‏تنه و پيراهنى آستين كوتاه (تا زانو)، پوستى افكنده، آن را بر شانه چپ، استوار مى ‏ساختند و گاهى هم پوست را از زير كمربند، رد مي كردند. مردم ثروتمند، پوست يوزپلنگ و مستمندان پوست گوسفند به كار مى‏ بردند. رسمِ افكندنِ پوست بر شانه، تا امروز نيز در ميان شبانان كوهستان‏ هاى آذربايجانْ محفوظ مانده است.

۲. هخامنشیان
اسباب منزل
در گنجينه هخامنشى كه از پاسارگاد (در نزديكى شيراز) به دست آمده و متعلق به سده‏ هاى چهار و پنج پيش از ميلاد مسيح است، قاشقى از جنس نقره در نهايتِ ظرافت هست كه دسته آن، خميده و به تنديس سريك مرغابى ختم مى ‏شود و جزئيات سرِ پرنده، به ظرافتِ تمام در آن، نشان داده شده‏اند و سر مرغابى با پيچ و تابى خيال‏انگيز به طرف دسته قاشق برگشته است. البته و به يقين، در دوره هخامنشى، ظروف سفالى نيز ساخته مى‏ شده كه امروزه به ندرت چيزى از آنها باقى مانده است. نمونه‏ هايى از ظروف كه از جنس مس و نقره بوده‏ اند و تا به امروز نيز ظرافت و زيبايى خود را به خوبى حفظ كرده‏اند، نشان مى‏ دهند كه ايرانيان در آن عهد، تا به چه حد به هنر و نقش آن در زيبايى وسايل زندگى اهميت مى ‏داده ‏اند. اكثر ظروف از نظر شكل و ساخت و پرداخت، بسيار استادانه و ماهرانه شكل گرفته‏ اند. دسته ظروف، اغلب به تنديس سر يك حيوان، منتهى مى ‏شود. در ملاقه‏ها و صافى ‏ها بيشتر به سر مرغابى بر مى‏خوريم؛ اما گاهى سر تزيين شده گوساله نيز به چشم مى‏ خورَد. دسته بلند يك تابه «كُندُر دود» نيز به سر يك مرغابى ختم مى ‏شود و در كنار اين كندر دود، عودسوزهاى پر نقش و زيبايى را مى ‏بينيم كه نمونه‏ هاى بُرنزى آن تا به امروز برجاى مانده است.

ظروف
از زيباترين و شكيل‏ ترين ظروف اين دوره مى ‏توان به ظروف مشهور به «پوست تخم ‏مرغى» اشاره كرد. ضخامت اين سفالينه‏ ها نهايتاً دو و نيم ميلى ‏متر است و سطح آنها بسيار صاف و صيقلى است.
تصاويرى از ظروف زرين و سيمين اين دوره را مى ‏توان در پلّكانِ نگاردار آپادانا (در تخت جمشيد) ديد كه به وسيله ملل مختلف، حمل مى ‏شود. تُنگ بلندى كه دو دسته دارد، حاكى از هنر و اهميت و نقش آن در آراستگى زندگى است. يكى از دسته ‏ها كه لوله تنگ هم محسوب مى‏ شود، خاص هنر پارسى است. در اين دوره، دستگيره ‏ها اغلب به صورت زيبايى به شكل جانوران و موجودات افسانه ‏اى ساخته مى ‏شدند. اغلب ظروف، روكشى از بُرنز، طلا و نقره داشتند و گاه جنس آنها فقط از طلاى ناب بوده است. براى تزيين ظروف، اغلب از تصوير نيلوفر آبى و نخل، استفاده مى‏ شد.
امّا درباره ظروف سنگى اين دوره بايد گفت كه سطح كاملاً صيقلى و طراحى عالى، از ظروف سنگى شاه‏كارهاى بديلى پديد آورده است. برخى كه با سر حيوانات، تزيين شده‏اند، بيش از بقيه چشم‏گيراند. مثلاً غازها و قوها با گردنِ دراز از حاشيه گرداگرد كاسه، به بيرون مى ‏نگرند. شير هم در ميان انواع حيوانات تزيينى، طرف توجه خاصّ صنعتگران اين عصر بوده است. ظروف سنگى فراوانى داراى نقوش حيوان است. گاهى پايه ظرفى به صورت پنجه شير، ساخته شده است.
در اين دوره، گويا ارزش ظروف شيشه ‏اى بيش از ظروف زرّين و سيمين بوده است. شيشه صاف و بى‏ رنگ، از اختراعات ايرانيان بوده و توليد آن در غرب ايران و در بين ‏النهرين، صورت مى ‏گرفته است. حتى روى اين شيشه‏ ها نقش ‏هايى ايجاد مى ‏كرده ‏اند كه به صورت شيارهاى افقى و عمودى بوده است. حتى تزيين با نقوش نخل و نيلوفر نيز در لبه آنها وجود دارد. همچنين گلدان‏ ها و قَرّابه (صُراحى) هايى از اين دوره به دست آمده ‏اند كه از جنس شيشه ‏اند و دسته ‏هايشان به شكل جانوران ساخته شده است. اينها گران ‏ترين نوع ظروف بوده‏ اند و اهميت و قيمت آنها افزون بر طلا و نقره بوده است.

لباس
لباس بلند و پرچين اين دوره، مشخصّه اى است متعلّق به هخامنشيان. آنها معتقد بودند كه لباس بلند، نقص بدن را مى ‏پوشانَد و آدمى را زيبا و بلند نشان مى‏ دهد. اين لباس ‏ها در هر طرف، چهار چين داشت و دامن آن در پس و پيش به صورت نيم قوسى كامل بود كه گوشه‏ هاى آن به سمت بالا كشيده مى ‏شد و در دو پهلو كوتاه ‏تر بود. اين لباس‏ها با نوارهاى پليسه تزيين مى ‏شدند. همچنين با لباس ‏هايى سر و كار داريم كه در نوع درجه يك خود، از سه نوع پارچه مختلف، تشكيل شده‏ اند. در لباس نگهبانان شوش، پارچه قسمت بالا و پايين، هم نقش‏ اند و بى‏ دليل نيست كه لباس را نوعى خلعت شاهانه و بلكه بزرگ‏ترين هديه محسوب مى ‏كردند. پارچه لباس ‏ها به نقش دايره‏ هايى با برگ و گل، تزيين شده بود و سوزن‏دوزى‏ هاى فراوانى روى لباس‏ ها به چشم مى ‏خورْد كه گاه زربافت و گاه گل بافت بودند و حتى حقوق زنان خيّاط در كارگاه‏ هاى خيّاطى بر اساس نوع لباسى كه مى‏ دوختند، تعيين مى‏ شد: ۱ – خيّاطان لباس ‏هاى ساده، ۲ – خيّاطان لباس ‏هاى ظريف، ۳ – خيّاطان لباس ‏هاى بسيار ظريف.
برخى معتقدند كه آتن، استفاده از ابريشم را از ايران آموخت و البته اين اعتقاد، احتمالى قريب به يقين است. در اين دوره، از ابريشم براى تزيين لباس ‏هاى گران‏بها استفاده مى‏ شده است. پارچه‏ هاى پشمى نيز جزو لباس ‏هاى ظريف محسوب مى‏ شدند. اين پارچه‏ ها با تكنيك گوبْلَن و بسيار پرنقش و نگار بافته مى‏ شده‏ اند. نوعى پارچه ديگر نيز در اين دوره معمول بوده كه نقش آن، دژهايى در مربع‏ هاى كوچك است. اين دژها داراى كنگره ‏اند. در اين عصر، حتى نقش و تصوير انسان را بر لباس ‏ها مى‏ بافتند. نوعى لباس بسيار گران‏بها هم رايج بوده كه از پنبه درست مى‏ شده است. از پنبه براى پركردن متّكا و بالش نيز استفاده مى ‏شده است. اگرچه اين لباس، زيبا و شكيل بود، امّا فعاليت‏ هاى بدنى را دشوار مى‏ ساخت. آتناثيوس مى‏ گويد: «گران‏ترين لباس ‏ها… رداى پربهاى ايرانى بود، با بافتى محكم و پوشيده از پولك طلايى». هرچند اين لباس ‏ها از ميان رفته ‏اند؛ امّا تعداد زيادى از اين پولك‏ هاى طلا بر جا مانده است. گاه دكمه و گُل طلا در ميان اين تزيينات به چشم مى‏ خورَد. در ميان تزيينات، تنديس انسانِ شيرتن در زير خورشيدِ بالدار ديده مى ‏شود كه از پشت به لباس، وصل ميشد.

كفش
كفش ايرانيان اين دوره، سه‏بنده بود؛ امّا كفش شاه و ولى ‏عهد، از اين قاعده مستثنا بود و نرمى آن تا حدّى بود كه پا به راحتى درون آن مى‏ چرخيد و رنگ آن نيز سرخ بود.

زيورآلات
لباس يك ايرانى متشخص، مزيّن به گردن‏بند و بازوبند بوده و فرد، دشنه‏اى نيز در زير لباس به همراه داشته است. مردها گردن‏بندى برگردن داشتند كه عموماً از جنس فلز بوده است. دست بندهايى نيز استفاده مى ‏شد، مثلاً با نقش دو شير در حال بلعيدن دو قوچ، يا دو پرنده شكارى.
هخامنشيان براى تزيين موهاى خود، از نوارهاى با نقش گل استفاده مى‏ كردند. حتى موبند خدمه شاه، پر تزيين بود. سنجاق ‏هاى سر، به سنجاق ‏هاى امروزى بسيار شبيه بوده‏ اند، تنها با اين تفاوت كه قسمتى را كه به چشم مى‏ خورْد، مزيّن به فيروزه، عاج، شيشه، استخوان و بُرنز و سُرب مى ‏ساختند. تهِ سوزنى كه از پاسارگاد به دست آمده و در لباس به كار مى ‏رفته، از زيبايى ويژه‏اى برخوردار است. ته اين سوزن به شكل يك انار كوچك است و مرصّع به طلاست و خودِ سوزن، نقره ‏اى است.
ايرانى ‏ها به روغن‏هاى معطّر نيز علاقه ‏مند بودند. روغندان‏ ها شكلى خاص داشتند. تفاوتى ميان وسايل آرايش مردانه و زنانه اين دوره نمى ‏توان يافت. آينه‏ ها هم پرنقش و تصوير بودند. دسته آينه از چوب و عاج بود. در امپراتورى بزرگ هخامنشى، سُرمه‏دان در همه جا به چشم مى‏ خورْد و به قول گِزِنوفون، مردها هم از آن استفاده مى ‏كردند. سُرمه‏ دان‏ها را اغلب از شيشه‏ هاى الوان و به صورت مطبّق و يك در ميان زرد و آبى و قهوه ‏اى و سفيد مى ‏ساختند. درِ آنها چهارگوش بود كه به سمت پايين، باريك مى ‏شد. سرمه‏ دان‏ها از شيشه و بُرنز ساخته مى ‏شدند. اين شكل سرمه ‏دان، فقط متعلّق به حوزه هنر ايرانْ زمين است.

۳. اشکانیان
معمارى و شهرسازى
در دوره اشكانيان اگر شهرى تازه پديد مى ‏آمد، يا آهنگ آن بود كه شهرى كهنه گسترش يابد، شهر را به صورت دايره ‏اى مى‏ساختند و برگِرد آن، به سنّت كهن، ديوارى بلند مى ‏كشيدند. اين شيوه ساختن شهرهاى مدوّر -كه پيشينه تاريخى آن نامشخصّ است -، منافعى دربر داشت. در اين مورد، مصالحى كه براى اين باروى دايره شكل به كار مى ‏رفت، كم‏تر از مصالح مصرفى بارويى بود كه به گِرد زمينى به همان مساحت و به صورت مربّع ساخته مى ‏شد. ضمناً دفاع از باروى دايره شكل، آسان‏ تر بود. ديوارهايى كه از باروى شهر مَرْو بر جاى مانده است، نشان مى ‏دهد كه اين بارو از چينه ‏هاى گلين بوده و بُرج‏ها و كُنگره ‏ها و شكاف‏ هايى براى تير افكندن داشته است.
در درون شهرهاى اشكانى مهم‏ترين ساختمان‏ ها مقرّ حكومت و معبد بودند. همچنين بازار از بخش ‏هاى جالب و بزرگ شهر بود. خانه ‏ها – چنان كه هم اكنون نيز در ساختمان‏هاى قديمى ايران ديده مى ‏شود -، حياطى مركزى و اطاق‏ هايى به گرد آن داشتند. قديمى‏ ترين عمارت اشكانى در شهر فَسا در نخستين قرن حكومت اشكانيان ساخته شد. مواد اصلى ساختمانى اين كاخ، خشت بود. ايوانى ستون‏دار و تالارى چهارگوش با ستون‏هاى غير معمول، اساس ساختمان را تشكيل مى‏ دادند. در نماى عمارت، قَرنيزها و حاشيه‏ هاى تزيينى و نشانه‏ هاى ديگرى از هنر آرايشى يونانى و ايرانى به چشم مى‏ خورَد. ديوارها طاقچه‏ هايى داشتند كه در آنها مجسّمه‏ هاى سفالينى مى‏گذاشتند. ايوان‏ها با گچبُرى ‏ها و تزيينات نقاشى شده بسيار به رنگ‏هاى زرد، سرخ، سبز، قهوه‏اى و آبى آراسته بودند.
در ميان تزيينات معابد، نقش سگ و نيز اژدهاى بالدار با دُم بلند، ديده مى ‏شود. بر روى هم، آنچه در معمارى دينى اشكانى جالب توجه است، وجود حياط باز در ميان معبد و ايوان‏ هاى عريض در اطراف آن و نيم ستون‏ هاى چسبيده به ديوار است.
گچبرى‏ها و نقش‏هاى پُر و رنگىِ ديوارها مانند عنصرهاى جالب ديگرى از اين معمارى هستند كه در تزيينات آسياى غربى از قديم به كار مي رفته اند.

لباس
در اين دوره، جامه ‏ها متناسب با طبقات اجتماعى، فرق مى‏كرد. شاهنشاه و درباريان و آزادگان، جامه ‏هاى پُربها مى‏ پوشيدند. جامه ‏هاى شاهانه، غرق در جواهر بود. اشراف، معمولاً جامه‏ هايى كه دامنش تا به زانو مى ‏رسيد، بر تن داشتند و گاه بر روى آن، قبايى نيز بر تن مى‏ كردند و در زير آن، زير جامه و شلوارى برپا داشتند و كمربندى بر ميان مى‏ بستند و خنجرى به پهلو مى ‏آويختند. جامه رويى، سراپا قُلّاب‏دوزى بود. شلوار، پوششى ايرانى و قديمى بوده است كه سخت مناسبِ اسب‏ سوارى است. به احتمال زياد، جامه روستاييان دوره اشكانى، همان جامه سنّتى ‏اى بوده كه در طى تاريخ ما تا به آغاز عصر حاضر نيز رواج داشته است.
زنان اين دوره، جامه‏ اى بلند كه تا قوزك پا ميرسيدند، برتن ميكردند و بر روى آن، قبا مي پوشيدند و اغلب، چادرى بر روى اين دو، سر مى ‏كردند. زنان اشرافى، ديهيم (تاج گونه) بر سر مى ‏نهادند و بر آن، دستارگونه‏ اى مى‏ بستند كه چادر بر روى آنها مى ‏افتاد و معمولاً در ميان سر، فرق مى ‏گشودند.

كفش
كفش اشكانيان، بسيار شكيل و جالب بود، تا آن جا كه حتى بر كفش ‏هاى خود، سنگ‏هاى قيمتى مى‏ نشاندند و از رنگ‏هاى متنوّع و جالب توجه بهره مى ‏بردند و در تزيين آنها از هيچ كوششى فروگذار نبودند.

روغن و عطر
در اين دوره، ماليدن روغن بر بدن، امرى رايج بود و مردم، بسته به وضعيت مالى خود، از روغن‏هاى مختلفى بهره مى ‏بردند. به كار بردن عطر نيز بسيار رايج بود.

تفريح
در اين دوره، شيرين‏ ترين تفريح براى اشراف، شكار بود و بازىِ گوى و چوگان، از محبوب‏ترين تفريحات نُجبا به شمار مى‏ رفت. هر يك از اين تفريحات، ابزارها و البسه خاصّ خود را داشتند.

مجسّمه‏ سازى و سنگ‏ن گارى
نمونه ‏اى از اين‏گونه تزيينات را مى ‏توان در بيستون ديد كه ابعاد تنديس‏ هاى انسانى در آنها به اندازه طبيعى است و اجزا و حتى خطوط بسيار ظريف تصويرها بر سنگ، نقش شده است.
در اين عصر، ساختن مجسمه هاى بُرُنزى همراه با مجسمه‏ هاى سنگى رونق گرفت. در منطقه بختيارى، مجسمه‏اى بُرنزى به دست آمده است كه نمونه‏ اى از كارهاى زيباى اين عصر به شمار مى ‏آيد و مردى را با سبيل نشان مى ‏دهد، با طوقى بر گردن و ديهيمى بر سر كه گيسوان او روى شانه ‏ها افتاده است. سرِ مجسمه نسبت به تنه آن، كوچك است و اين، هيبتِ بيشترى به پيكره مى ‏دهد.
در شرق ايران نيز در كوه خواجه سيستان، آثار نقاشى ديوارى پيدا شده است. در اين دوره از نقّاشى براى تزيين تالارها استفاده مى‏شده است.
تصويرهايى از جنگ، خدايان، قربانى، شكار و ضيافت، صحنه ‏هاى اصلى تزيين در اين دوره محسوب مى ‏شوند.

۴. ساسانیان
تزيين ساختمان ‏ها
حفّارانى كه در سال‏هاى ۱۹۳۱ – ۱۹۳۲ ميلادى در «اُمُّ السعاتير» و «المعاريذ» (دو تپه در شرق و شمال طاق كسرى) كاوش كرده ‏اند، بنيان چند كوشْك ساسانى را يافته ‏اند. مقدار زيادى از بقاياى گچ‏بُرى ‏ها كه زينت عمارات بوده، به دست آمده است. مشهورترين بنايى كه پادشاهان ساسانى ساخته ‏اند، طاق كسرى يا ايوان كسرى است.
طاق كسرى تنها قسمتى است از كل عمارت، كه اثر قابل توجّهى از آن (در منطقه مدائن در عراق كنون) باقى است. نماى اين بنا كه ۲۹ متر ارتفاع دارد، ديوارى بوده است بى ‏نضير؛ ليكن طاق‏ هاى بسيار و ستون‏هاى برجسته و طاق كوچك مرتّب به چهار طبقه و ديوارى دهليزى داشته است.
نماى عمارت، شايد از ساروجِ منقّش يا سنگ‏ هاى مرمر، يا چنان‏كه برخى از نويسندگانِ جديد ادّعا كرده‏ اند، از صفحات مسينِ زراندود و سيم اندود، پوشيده بوده است.
حيرت و اعجاب نظاره ‏كنندگان در برابر اين بنا بيشتر به علت عظمت و شكوه و ضخامت اضلاع آن بود، تا زيبايى كلّيات و جزئيات آن. ابن خُردادْبِه مى‏گويد: كاخ كسرى در مدائن (تيسفون) از همه بناهايى كه با گچ و آجُر ساخته شده ‏اند، بهتر و زيباتر بوده است. در زمان مراسم، نه تنها كف تالارها كه در و ديوارها را با قالى فرش مى ‏كردند و هرجا كه فرش نبود، با تصاوير مُعرَّق (موزاييك) كه به امر خسرو اوّل ساخته شده بودند، آراسته شده بود.

لباس و منسوجات
در اين عهد، لباس ‏هاى زرين و سيمين، رايج بود و در هنگام جنگ، از زره و خُود استفاده مى‏ كردند و ران‏بند و بازوبند به كار مى‏ بردند. در اين دوران، هنر پارچه‏ بافى و رَنگرزى به اوج رسيده بود. صنعتگران، پارچه‏ هاى ابريشمى و قالى و چيزهاى ديگر مى ‏بافتند و نَسّاجى از صنايع مهم ايران به شمار مى ‏رفته است. مهم‏ترين كالايى كه به صورت عبورى از ايران مى ‏گذشت، ابريشم بود.
در اعياد، خصوصاً خُرّمْ روز – كه برابر با روز اوّل دى‏ماه بود -، مردم، جامه سفيد برتن مى ‏كردند و بر فرش سفيد مى ‏نشستند و مراسم شُكر و شادى به جاى مي آوردند.
مردم اين دوره، قبايى بلند و پرنقش و در زير آن، شلوارى پرچين و گشاد بر تن مى‏ كردند. تنوعِ پارچه ‏ها بسيار زياد بود. نقوش پارچه‏ هاى به جا مانده از اين عصر، با دقّتى فوق ‏العاده رسم شده‏ اند. صورت حيوانات، خصوصاً فيلان را آن چنان با ظرافت و دقتْ كشيده‏ اند كه شخص به حيرت مى ‏افتد و آنها را از حيث حركات و نمايش حيات، از جمله شاه‏كارهاى حجّارى مى ‏شمرَد.

ظروف
در اين دوران، ظروف زيبايى از جنس طلا و نقره ساخته مى‏ شد كه گاه، جواهرنشان بود. اين ظروف، نقوش برجسته ‏اى داشتند و در زيبايى و هنر و صنعت، سرآمد بودند.
سكه‏ هاى دوره ساسانى نيز با نقوش برجسته ‏اى كه معمولاً ته مايه مذهبى داشت، تزيين مى ‏شدند. در اين نقوش برجسته معمولاً آتشكده و اَهورامزدا حضور داشتند.

قالى ‏ها
معروف‏ترين قالى عهد خسروپرويز كه در كتب قديم شرقى شرح آن مذكور است، از جنس ابريشم زَربفت بوده است. ثَعالِبى گويد: «كاخ طاقديس، از چهار قالى زَربفت مرواريددوز و ياقوت نشان، پوشيده بود و هر يك از اين فرش‏ها فصلى از سال را نشان مى ‏دادند». قالى بزرگى كه در تالار باريكى از قصرهاى سلطنتى تيسفون بود و «وَهارى خسرو (بهار كسرى)» نام داشت يا طبق نقلى از ثعالبى آن را «فرش زمستانى» مى‏ گفته ‏اند، از همان جنس زربفت بوده است. اين فرش كه در فصل سرما مورد استفاده قرار مى ‏گرفت، تصوير بهار را در برابر ديده بينندگان مى ‏گسترد. در متن آن، خيابان‏ هاى گل و درخت و جدول‏ هاى آب را به تصوير كشيده بودند و نهرها از ميان باغى خرم مى ‏گذشتند و كشتزارها و باغچه ‏هاى پر ميوه و سبزى، آن را فرو گرفته بودند. شاخ و برگ اين اشجار، از زر و سيم و گوهرهاى رنگارنگ بود.

محيط آرايی در ايران باستان

محيط آرايی در ايران باستان

محيط آرايی در ايران باستانمحيط آرايی در ايران باستان



ایرانیان با پیشینه سه هزار ساله، اولین وقدیمی ترین تولید کنندگان چرم در جهان هستند. آثار باستانی به جا مانده از دوران قبل از میلاد نشان دهنده این است که ایرانیان از حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد از پوست برای تهیه لباس، کفش و جنگ افزار استفاده می‌کردند ولی از ۵۵۰ سال قبل از میلاد بود که از چرم برای لباس و زره نیز استفاده کردند.

وجود واژه‌هایی مانند ادیم، کیمخت، ساغری، تیماج، سختیان در زبان پارسی قبل از اسلام و همچنین وجود واژه های مرتبط با وسایل و ابزار های چرمی مانند سختک، کمربند، انگشتیان، مشک و … در متون پهلوی نشان دهنده استفاده گسترده از چرم در ایران پیش از اسلام است. به نوشته ابن یمین ایرانیان باستان از پوست حیواناتی مانند گاومیش و گاو و گوسفند برای نوشتن بر روی آن استفاده می‌کردند و ابن یمین در نوشته‌هایش بر نوشتن فرمانهای داریوش بر روی چرم اشاره کرده است. بنا بر برخی روایات اوستا را بر دوازده هزار قطعه پوست گاو نوشته بودند. همچنین پوست نوشته‌هایی که در اورامان کردستان یافت شده و در موزه بریتالنیا نگهداری می‌شود نشان دهنده استفاده از پوست برای نگارش در دوره اشکانیان است.
تولید انواع پوست وچرم و نیز تجارت مرتبط با آن در دوره عباسی در سراسر قلمرو اسلامی پررونق بود. استفاده از پوست حیوانات مختلف برای ساخت پوستین و قبضه شمشیر و آستر کفش و لباسهای زمستانی همچنین برای افسار و رکاب و مشک و همچنین جلدهای چرمی برای کتاب‌ها که به صورت ساده ای طلاکوب می‌شد بعضی از مهم‌ترین کاربردهای چرم در این دوره است و گزارشهای فراوانی درباره تجارت پوست و چرم در این دوره در دست است که نشان دهنده رونق استفاده از چرم در این دوره می‌باشد.
تجارت چرم و پوست پس از حمله مغول نیز پررونق بود، مکاتبات خواجه رشید الدین گواه شهرت برخی شهرها مانند تبریزو شیراز در این دوره است. در دوره تیموری از چرم برای تجلید کتاب‌ها و ساخت جلدهای ضربی و سوخت استفاده بسیاری می‌شد به طوری که هنر سوخت علاوه بر جلد سازی به عنوان هنری تزیینی نیز در این دوره اهمیت پیداکرد .

گزارشهای گردشگریان از دوره صفوی نشان دهنده رونق فراوان بازار چرم و فعالیتهای مرتبط با آن در این دوره است. کمپفر از کارگاههای سلطنتی و از کفش دوزخانه و پوستین دوزخانه سخن گفته است. معروفیت ساغری ایرانی در این دوره به حدی بود که شاردن معتقد است واژه شاگرن فرانسوی به معنی پوست خالدار مقتبس از کلمه ساغری می‌باشد. ساغری در دوره صفوی در تبریز تولید می‌شد و بیشتر در ساخت چکمه و کفش کاربرد داشت و همه درباریان از این نوع کفشهای ساغری می‌پوشیدند.
در دوره قاجار انواع چرم به مقدار زیاد در شهر های ایران تولید می‌شد. همدان در این دوره مرکز مهم تولید نوعی چرم معروف به چرم همدانی بود که از پوست گوسفند تهیه می‌شد؛ و در این دوره از جمله کارهایی که امیر کبیر در سال ۱۲۶۷ به نمایشگاه لندن فرستاد پوست بود. به علاوه در این دوره صادرات پوست و چرم از اغلب شهرهای ایران به روسیه و عثمانی و هند رونق بسیار داشت. علاوه بر همدان شهر های تبریز و اصفهان نیز در تولید و صادرات چرم سهم بسزایی داشتند. در عین حال به علت مسایل شرعی تجارت چرمهایی که توسط غیر مسلمانان تولید می‌شد در دست ارمنیان بود.
اولین کارخانه چرم سازی ایران در سال ۱۳۰۸ ش در شهر تبریز بنا شد و پس از آن در همدان، تهران، اصفهان و برخی شهرهای دیگر نیز کارخانه‌هایی تاسیس شد به طوری که در سال ۱۳۳۷ تعداد ۲۲ کارخانه در ایران مشغول به کار بودند.
از سال ۱۳۶۲ در اطراف شهرهایی که از قدیم در تولید چرم فعال بودند مانند تهران وتبریز و مشهد، شهرکهای صنعتی تولید این کالا راه اندازی شد که نام چرم شهر را بر این شهرک‌ها نهادند که وجود این شهرهای صنعتی به افزایش تولید چرم و کیفیت آن کمک شایانی نموده است به طوری که امروزه فقط در شهر تبریز سالانه ۲,۵۰۰,۰۰۰ جلدچرم تولیدمی شود .

تاریخچه چرم در ایران

تاریخچه چرم در ایران

تاریخچه چرم در ایرانتاریخچه چرم در ایران


جاباما
تور



دسته بندی :


  • مقالات و دانستنی های گردشگری

برچسب ها :


  • تاریخ : ۳ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیگر

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید نیما نکیسا دلواپسی

هم اکنون دانلود کنید سوپرایزی ویژه از رسانه آپ موزیک ترانه بسیار زیبای دلواپسی از نیما نکیسا به همراه تکست و بهترین کیفیت

شعر : پگاه جانباز / آهنگسازی : آرمین مکری / تنظیم کننده : آرش نوایی

Download New Song By : Nima Nakisa – Delvapasi With Text And Direct Links In UpMusic

Nima Nakisa Delvapasi دانلود آهنگ جدید نیما نکیسا دلواپسی

متن آهنگ دلواپسی نیما نکیسا

♪♪♫♫♪♪♯

این روزا به سرم زده دوباره عاشقی کنم مث قدیما بشمو دوباره سادگی کنم
دلم میخواد دست یکی تو دست من جا بگیره یکی برای خنده هام برای اشکام بمیره♪♪♫♫♪♪♯
این روزا رو به سرم زده دنیارو وارونه کنم کسی رو با حرفای خوب دوباره دیوونه کنم
از قصه ها خسته شدم یه دنیای تازه میخوام یکی بیاد که دل بده بیاد بشینه سر رام
این روزا رو به سرم زده دنیارو وارونه کنم کسی رو با حرفای خوب دوباره دیوونه کنم
از قصه ها خسته شدم یه دنیای تازه میخوام یکی بیاد که دل بده بیاد بشینه سر رام

♪♪♫♫♪♪♯ نیما نکیسا ♪♪♫♫♪♪♯
من میخوام که حس کنم یکی برام دلواپسه یکی که حالش خوبه و میگه که تنهایی بسه
این روزا به سرم زده دور خیال خط بکشم دنیارو واقعی کنم یه آدم تازه بشم تازه بشم
این روزا رو به سرم زده دنیارو وارونه کنم کسی رو با حرفای خوب دوباره دیوونه کنم
از قصه ها خسته شدم یه دنیای تازه میخوام یکی بیاد که دل بده بیاد بشینه سر رام♪♪♫♫♪♪♯
این روزا رو به سرم زده دنیارو وارونه کنم کسی رو با حرفای خوب دوباره دیوونه کنم
از قصه ها خسته شدم یه دنیای تازه میخوام یکی بیاد که دل بده بیاد بشینه سر رام

♪♪♫♫♪♪♯

نیما نکیسا دلواپسی

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید نیما نکیسا دلواپسی

  • تاریخ : ۳ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیگر

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ مسعود صادقلو و مهدی حسینی آخر شب

هم اکنون می توانید از رسانه آپ موزیک ترانه بسیار زیبای آخر شب از مسعود صادقلو و مهدی حسینی با تکست و بهترین کیفیت دانلود کنید

Download New Song By : Masoud Sadegloo ft Mehdi Hosseini – Akhare Shab With Text And Direct Links In UpMusic

جهت تکمیل آرشو….

148362730231319306masoud sadeghloo mehdi hosseini akhare shab دانلود آهنگ مسعود صادقلو و مهدی حسینی آخر شب

متن آهنگ آخر شب مسعود صادقلو و مهدی حسینی

♪♪♫♫♪♪♯

چه راحت گرفتی این زندگیمو میموندی پیشم اینطور نمیمرد
اینطور نمیکند از اون نگات دل دل دیگه دل نیست شد دیگه باطل
شد دیگه دور از تو و نگاهت قلبمو میگم تو و نگاهت
طرز نگاهت آخر عوض شد آخر تنم از این جاده پرت شد
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم

♪♪♫♫♪♪♯ مسعود صادقلو ♪♪♫♫♪♪♯
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
نه حالم خوش نیست دیگه نیستی پیشم
شب تو بالکن تنها مثل دیشب تنهام مثل دیشب
هر چی تو خواستی همون شد همه چی دیگه تموم شد
رفتی اون همه عشقو حال کردی قبول نداری اشتباه کردی

♪♪♫♫♪♪♯ آخر شب ♪♪♫♫♪♪♯
تو چه جوری دلت میذاره تو آغوشی بری که بهت حسی نداره
اگه این نی پس هرزگی چیه دستات بوی عطرشو میده
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم

♪♪♫♫♪♪♯ مهدی حسینی ♪♪♫♫♪♪♯
چه راحت مسیرت از من جدا شد دیگه بریدم نه دیگه پاشو
از روی قلبم این خونه با تو تاریکه تا صبح تاریکه تا صبح
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم

♪♪♫♫♪♪♯ آخر شب ♪♪♫♫♪♪♯
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم

♪♪♫♫♪♪♯

مسعود صادقلو و مهدی حسینی آخر شب

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ مسعود صادقلو و مهدی حسینی آخر شب

  • تاریخ : ۳ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیگر

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ مسعود صادقلو یار قدیمی

هم اکنون می توانید از رسانه آپ موزیک ترانه بسیار زیبای یار قدیمی از مسعود صادقلو با تکست و بهترین کیفیت دانلود کنید

Download New Song By : Masoud Sadegloo – Yar Ghadimi With Text And Direct Links In UpMusic

جهت تکمیل آرشو….

Masoud Sadeghloo Yare Ghadimi دانلود آهنگ مسعود صادقلو یار قدیمی

متن آهنگ یار قدیمی مسعود صادقلو

♪♪♫♫♪♪♯

میدونی این دیوونه کیه رو به روت اونی که عشقت شده همه آرزوش
میفهمی زندگیم وابستست به تو همه جا جار بزن عشق منی تو عشق منی تو
من همون یار قدیمی همون عشق صمیمی همونی که میمونه با تو
تو همونی زیبا و جذابی همونی که تمام دنیامی همون هم نفس من

♪♪♫♫♪♪♯ مسعود صادقلو ♪♪♫♫♪♪♯
من همون یار قدیمی همون عشق صمیمی همونی که میمونه با تو
تو همونی زیبا و جذابی همونی که تمام دنیامی همون هم نفس من
منو ببین منو بشناس منو حسم کن منو ببین منو لمس کن آره درکم کن
منو ببین منو بشناس منو حسم کن
من همون یار قدیمی همون عشق صمیمی همونی که میمونه با تو
تو همونی زیبا و جذابی همونی که تمام دنیامی همون هم نفس من
من همون یار قدیمی همون عشق صمیمی همونی که میمونه با تو

♪♪♫♫♪♪♯ یار قدیمی ♪♪♫♫♪♪♯
تو همونی زیبا و جذابی همونی که تمام دنیامی همون هم نفس من
من همون یار قدیمی همون عشق صمیمی همونی که میمونه با تو
تو همونی زیبا و جذابی همونی که تمام دنیامی همون هم نفس من

♪♪♫♫♪♪♯

مسعود صادقلو یار قدیمی

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ مسعود صادقلو یار قدیمی

  • تاریخ : ۳ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیگر

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ مسعود صادقلو و مهدی حسینی زیر بارونا برقص

هم اکنون می توانید از رسانه آپ موزیک ترانه بسیار زیبای زیر بارونا برقص از مسعود صادقلو و مهدی حسینی با تکست و بهترین کیفیت دانلود کنید

Download New Song By : Masoud Sadegloo ft Mehdi Hosseini – Zire Baroona Beraghs With Text And Direct Links In UpMusic

جهت تکمیل آرشو….

Masoud Sadeghloo Mehdi Hosseini Zire Baroona Beraghs دانلود آهنگ مسعود صادقلو و مهدی حسینی زیر بارونا برقص

متن آهنگ زیر بارونا برقص مسعود صادقلو و مهدی حسینی

♪♪♫♫♪♪♯

اون که رفته باید بشی بیخیالش زیر بارون بزن قدم با پای پیاده
شاید بیادش با خاطراتت بازم بمونه شاید دوباره عاشقت شد اون بی بهونه
زیر بارونا برقص دیگه از دوریش نترس مطمئن باش عاشقت بود برمیگرده
با خیالش زندگی کن نگو باید بری نه نگو پیشت نباشه زندگی بی اون چه سرده
زیر بارونا برقص دیگه از دوریش نترس مطمئن باش عاشقت بود برمیگرده

♪♪♫♫♪♪♯ مسعود صادقلو ♪♪♫♫♪♪♯
با خیالش زندگی کن نگو باید بری نه نگو پیشت نباشه زندگی بی اون چه سرده
نه نترس شاید بیاد برنگشت بازم بیار خاطراتو
بچین کنار هم بگو بهش کنارتم باشه عقل تو کلش میمونه
برقص باز تو زیر بارون دیوونه نه تنهایی بد نیست
نگو پشتت که گرم نیست مشکل تویی که عاشق شدی
خوشگل که کم نیست برقص زیر بارون آروم

♪♪♫♫♪♪♯ مهدی حسینی ♪♪♫♫♪♪♯
نه نشو باز توی تنهایی داغون خر نشو بخوادت میاد
خاطراتو به یادت بیار نخواه بمونی با قلب بیمار
زیر بارونا برقص دیگه از دوریش نترس مطمئن باش عاشقت بود برمیگرده
با خیالش زندگی کن نگو باید بری نه نگو پیشت نباشه زندگی بی اون چه سرده
با خیالش تو میشی آروم گریه کن باز زیر بارون

♪♪♫♫♪♪♯ زیر بارونا برقص ♪♪♫♫♪♪♯
با خیالش زندگی کن نگو دیگه زندگی مرد
نگو دیگه زندگی مرد نگو دیگه زندگی مرد زندگی کن
زیر بارونا برقص دیگه از دوریش نترس مطمئن باش عاشقت بود برمیگرده
با خیالش زندگی کن نگو باید بری نه نگو پیشت نباشه زندگی بی اون چه سرده

♪♪♫♫♪♪♯

مسعود صادقلو و مهدی حسینی زیر بارونا برقص

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ مسعود صادقلو و مهدی حسینی زیر بارونا برقص



آشنایی با سنگهای تزئینی (فیروزه)
فیروزه یک فسفات آلومینیوم { CuAl۶(P۰۴)۸.۴H۲۰ } با سختی حدود ۶ می باشد. با این حال به طور قابل ملاحظه ای از کوارتز نرمتر است.

این کانی به طور طبیعی در طیف وسیعی از رنگها٬ از آبی آسمانی روشن تا سبز خاکستری یافت می شود …
در بسیاری از فرهنگهای قدیم و جدید ، از فیروزه به عنوان سنگی مقدس و طلسم خوشبختی و خوش شانسی یاد شده است . صنایع دستی ساخته شده از فیروزه نیر که در طی کاوشهای باستانشاسی در کشور مصر ، در مقبره هایی مربوط به سه هزار سال پیش از میلاد مسیح یافت شده است ، قدیمی ترین گواه بر این مطلب است و نشان می دهد که مصریان باستان ، فیروزه را گوهری معنوی و مقدس می دانستند .
پادشاهان ایران باستان ، از گوهرهای آبی آسمانی مانند فیروزه ، برای تزئینات دست و گردن استفاده می کردند و براین باور بودند که این گوهر خوش رنگ آنها را در برابر مرگ غیر طبیعی یا به قولی ، «اجل معلق » محافظت خواهد کرد از این رو تغییر رنگ گوهرهای به کار رفته در گردن بندها و دستبندهای آنها ، خوش یمن نبوده و علامت خطری برای شخص استفاده کننده از آن به شما می رفت ، اما امروزه بر کسی پوشیده نیست که عواملی همچون نور٬ مواد آرایشی ، گرد و غبار و چربی و میزان HP پوست و برخی عوامل شیمیایی دیگر ، باعث تغییر رنگ فیروزه می شوند که هیچ کدام از آنها نیز زنگ خطری برای استفاده کننده از این سنگ قیمتی و زیبا نیست.
استفاده از نگین فیروزه همراه با رشته هایی از مروارید در تزئین عمامه ها به منظور حفاظت از شخص و مصونیت از چشم زخم و همچنین آرایش دادن خنجرها و زین اسبان و شتران با این سنگ به منظور طلسم یکی دیگر از رسم ها و کاربردهای متداول این گوهر آسمانی در نزد پیشینیان بوده است .
فیروزه در طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت و از آن زمان با نام Turquios یعنی سنگ ترکی در میان انگلیسی زبانان شناخته شده . ساکنان قدیمی نواحی جنوب مرکز و شمال آمریکا نیز در دیر باز فیروزه را می شناختند و به خاطر رنگ و ویژگیهای خاص این گوهر از آن لذت می بردند. آنها در تزئین ماسکهای مراسم مذهبی خود از تکه های فیروزه استفاده می کردند . گروهی از بومیان شمال آمریکا حتی امروزه نیز بطور انحصاری جواهرات گرانقیمت و خاصی را که دارای ارزش تجاری بالایی هستند تولید می کنند. این جواهرات ترکیبی از فیروزه و نقره هستند و به میزان بسیار محدود و کم تولید می شوند. بومیان یاد شده بر این باورند که رنگ آبی فیروزه به کار رفته در این جواهرات می تواند ارتباط مستقیمی میان آسمان و دریاها برقرار کند.تبتی ها نیز در ماسم مذهبی خود از این گوهر استفاده میکنند. از دیگر باورهای قدیمی این است که فیروزه می تواند سوار کاران را از خطر افتادن از روی اسب محافظت نماید. جالب اینجاست که بسیاری از کارکنان خطوط هوایی و هوانوردان امروزی نیز به پیروی از این باور قدیمی یک تکه فیروزه را به عنوان سنگ خوش شناسی همیشه همراه خود دارند.
فیروزه بر اساس یک باور جهانی سنگ ماه دسامبر یا آذرماه بوده واستفاده ازآن رابرای متولدین این ماه خوش یمن٬وباعث خوش شناسی میدانند. همچنین استفاده ازاین گوهر در روز چهار شنبه نیز توصیه شده است. اروپاییان از حلقه های ساخته شده از فیروزه به عنوان هدیه فراموش نشدنی) forget-me-not gifts) استفاده می کنند.


شرایط تشکیل فیروزه

فیروزه یک فسفات آلومینیوم { CuAl۶(P۰۴)۸.۴H۲۰ } با سختی حدود ۶ می باشد. با این حال به طور قابل ملاحظه ای از کوارتز نرمتر است این کانی به طور طبیعی در طیف وسیعی از رنگها٬ از آبی آسمانی روشن تا سبز خاکستری یافت می شود.
فیروزه در مکانهایی بوجود می آید که میزان مس موجود در منطقه به میزان بالایی باشد بر اثر تاثیر محلولهای سطحی مس دار بر روی سنگهای غنی از Al۲O۳ و غنی از فسفر ( فسفر بصورت آپاتیت در درون سنگهای آذرین وجود دارد ) . فیروزه بوجوی می آید گاهی نیز بر اثر تاثیر محلولهای سطحی مس دار٬ بر روی فسیلهای استخوانی جانوران فیروزه به وجود می آید.
فیروزه با رنگ آبی خوشرنگ بهترین کیفیت راداراست وبسیار کمیاب میباشد ودر حالیکه رنگ سبز یا آبی کمرنگ که از ارزش کمی برخوردار می باشد فراوانی بیشتری دارد. رنگ آبی فیروزه به خاطر وجود عنصر مس و رنگ سبز از عناصر آهن (Fe) یا کرم Cr) ( بوجود می آید ، آنچه در اغلب فیروزه ها عمومیت دارد وجود رگه یا رگچه هایی سیاه یا قهوه ای رنگ برجسته است که مربوط به سنگ مادر تشکیل دهند فیروزه می باشد .
این رگه ها گاه در طرحهای منظم و غیر منظم شکل می گیرند که در چنین حالتی به آن شبکه عنکبوتی (Spider web) و در اصطلاح بازار ایران به آن فیروزه شجری می گویند. اگر این طرح منظم و زیبا باشد باعث افزایش ارزش فیروزه خواهد شد در حالیکه اگر این شبکه نامنظم و به صورت نقطه و لکه ای باشد از ارزش فیروزه خواهد کاست .
کریستالهای موجود در فیروزه اکثرا” بصورت میکروکریستالین بوده و تقریبا” با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند . فیروزه اکثرا” به صورت لایه یا رگچه و یا نودول ( شکل غده ای ) و نوگت (تکه ای ) در سنگهای تیپ آندزیتی یافت می شود کشورهای امریکا ، مکزیک ، فلسطین اشغالی ، افغانستان ، چین دارای منابع معدنی فیروزه می باشند. اما آنچه قابل توجه و مهم است این است که زیباترین و با کیفیت ترین نوع فیروزه با رنگ آبی آسمانی بی نظیر در شمال شرق ایران در نزدیکی شهرستان نیشابور یافت می شود.
فیروزه به ندرت به صورت تراش دار می باشد اکثرا” بصورت برش کبوچان (Cabuchan) است همچنین برش بید یا دانه تسبیحی (Bead) و برش فانتزی (Fancy) (شکل ۳ ) نیز کانی فیروزه برش داده می شود.

انواع فیروزه نیشابوری
▪ فیروزه عجمی: گرد و درشت است و دارای فیروزه خالص به رنگ آبی سیر که گران قیمت ترین نوع فیروزه است.
▪ فیروزه عجمی نیم رنگ: از نوع قبلی کم رنگ تر است.
▪ فیروزه عربی: فیروزه ای تخت با رنگ آبی سیر است.
▪ فیروزه توفال: مانند عربی است ولی سنگ آن از میان رفته و فقط لایه ای از فیروزه با رنگ آبی سیر باقی مانده است.
▪ فیروزه توفال نیم رنگ: از نوع قبلی کمی روشن تر است.
▪ فیروزه توفال سفید رنگ: رنگ آبی خیلی روشن دارد.
▪ فیروزه چغاله: فیروزه ای است درشت شبیه فیروزه عجمی اما به رنگ آبی کم رنگ.
▪ فیروزه شجری: فیروزه رگه دار را گویند.
▪ فیروزه شکوفه: فیروزه ای است ریز تر از چغاله و فیروزه کمی دارد.
▪ فیروزه چال یا نرم: این فیروزه کمی بزرگتر از عدسی در سنگهای معدن دیده می شود.
▪ فیروزه درشت: سنگهای نسبتا درشتی است که در آن رگه های باریک و پراکنده و نازک فیروزه دیده می شود که از نازلترین نوع فیروزه نیشابوری است.
شاید باور کردنی نباشد ولی فیروزه عجمی به اندازه ناخن انگشت یک انسان بالغ در آمریکا تا مرز ۲۰۰۰ دلاربه فروش می­رسد.

معدن فیروزه نیشابور
تنها معدن فیروزه ایران با ذخیره ۹ هزار تن و ظرفیت تولید سالانه ۱۹ تن در ۵۵ کیلومتری شما لغربی نیشابور قرار دارد به طور تقریبی از هر تن سنگ فیروزه خام این معدن ۸ تا ۱۰ کیلوگرم فیروزه حاصل می گردد که به منظور گوهر(gem) برای زیور آلات٬ تزیینات و مصارف دیگر مورد استفاده قرار می گیرد . معدن فیروزه نیشابور نه تنها مهمترین معدن فیروزه کشور است بلکه در سطح جهانی نیز بدلیل کیفیت عالی آن بخصوص انواع عجمی و شجری ممتاز و از معروفیت خاصی بر خورداراست . نمونه های به نمایش گذاشته ایی از سنگ طبیعی فیروزه این معدن در موزه های زمین شناسی و معدنی دنیا مانند موزه زمین شناسی لندن وایران مانند موزه سازمان زمین شناسی تهران ومشهد خود گواه بر ارزشمندی این سنگ قیمتی است.متاسفانه امروزه این گوهربوسیله واسطه های عرب٬ ترک ومالیزیایی باقیمت نازل از بازار ایران خریداری شده و پس ازدرآمدن بصورت زیور آلات با قیمتهای گزاف به کشورهای اروپایی وامریکا صادر میشود .

راههای افزایش عمر فیروزه
فیروزه ها جواهرات نسبتا” نرمی هستند و همچنین کاملا” حساس می باشند بدین معنی که رنگ فیروزه می تواند در طی استفاده از آن کم رنگ شود. به همین دلیل امروزه حتی برای فیروزه هایی با کیفیت عالی یک مرحله به سازیtreatment) )شامل واکس زدن در نظر گرفته می شود عمل واکس زدن به فیروزه باعث می شود تا ضمن افزایش سختی و در نتیجه آن افزایش دوام کانی ، از محو شدن رنگ فیروزه به مرور زمان نیز جلوگیری شود. واکس فیروزه یک نوع رزین مصنوعی است که در طی روشی خاص با فرو بردن فیروزه داخل رزین مورد نظر صورت می گیرد. تقریبا” امروزه اکثر فیروزه ها با این روش به سازی می شوند و این عمل حتی باعث افزایش قیمت و ارزش فیروزه می شود.

نکات قابل توجه در مورد فیروزه
متاسفانه در سالهای اخیر بعضی افراد سودجو در بعضی نقاط دنیا با سوء استفاده از نام و شهرت جهانی فیروزه نیشابوری اقدام به تغییراتی روی فیروزه نامرغوب و بدون کیفیت خود کرده و با انجام عملیاتی آن را به شکل فیروزه نیشابوری تبدیل می­کنند. چند نمونه از این روشها به شرح زیر است.
Wax treated: بسیاری از فیروزه­هایی که چین صادر می­کند با استفاده از نوع خاصی از واکس رنگ ثابتی (البته به مرور زمان کم رنگ خواهد شد) به خود می­گیرد که اثر آن فقط در سطح فیروزه نمایان می­شود.
▪ stabilization : در این روش از مواد به چسبناک استفاده می­شود و در طی فرآیند فشار و گرمادهی حفره­های درون سنگ که بسیار ریز است را با یک سری رزین پر می­کنند. این روش از تغییر رنگ فیروزه جلوگیری کند.
در هر دو روش بالا فیروزه بدست آمده مناسب جواهر سازی نیست ولی متأسفانه برخی با سوء استفاده از عدم اطلاع مشتری سنگهای کم ارزش را با قیمت بالا و به اسم فیروزه­ نیشابوری به مشتریان می­فروشند.
▪ Block : در این روش مخلوطی از رزین پلاستیک و رنگ بصورت بلوکهای کوچکی با هم مخلوط می­شوند. در این روش اصلاً از هیچ فیروزه­ای استفاده نمی­شود و تنها با مخلوط کردن، مواد را به شکل فیروزه در می­آورند که می­توان آن را به هر رنگ دلخواه دیگری نیز در می­آورد.
در خرید ونگهداری فیروزه همیشه نکات فوق را مد نظر داشته باشید فیروزه با رنگ آبی آسمانی روشن و شفاف که در بازار ایران به نام فیروزه عجمی معروف است بهترین نوع فیروزه می باشد که بصورت عددی خرید و فروش می شود ومیتواندبسته به رنگ ٬اندازه و کیفیتی که داراست قیمتی بین ۵۰۰۰ ریال تا میلیونها تومان داشته باشد. افزایش رنگ سبز ٬ پریدگی رنگ و وجود ناخالصی عواملی هستند که در این نوع فیروزه ها باعث کاهش کیفیت فیروزه می شوند.
اما فیروزه واجد خطوط سنگ مادر و مشبک (Spider web) که در بازار ایران به نام فیروزه شجری معروف است بصورت گرمی خرید و فروش شده و بسته به رنگ خود فیروزه و منظم و زیبا بودن این شبکه ارزش گذاری بر روی آن صورت می گیرد که می تواند قیمتی بسیار ناچیز تا ۱۰ هزار تومان در هر گرم داشته باشد.
در شناخت یک فیروزه در هنگام خرید باید دقتی خاص مبذول داشت زیرا گاهی اوقات سنگ های فیروزه قبل از مرحله واکس خوردن رنگ می شوند یا اینکه برخی فیروزه ها ترمیم شده هستند بدین صورت که فیروزه های در اندازه کوچک و غیر قابل استفاده را پودر می نمایند و سپس فشرده کرده و با قالبهای مخصوص قطعات جدید در طرحهای معمول کبوچان( cabchan) و دانه تسبیحی (Bead) ساخته می شوند. بنابراین سعی کنید از یک گوهر فروش قابل اطمینان سنگ فیروزه خود را تهیه کنید تا در خرید خود دچار مشکل نشوید .
فیروزه بایستی از تماس با مواد آرایشی محافظت شود گرما واسیدیته بیش از حد پوست و نور مستقیم دائمی خورشید نیر باعث تاثیرات نامطلوب در این گوهر می شود و بنابراین این باور که قرار دادن فیروزه در آفتاب باعث بهبود رنگ و افزایش قیمت آن خواهد شد باور نادرستی است . برای تمیز کردن فیروزه بهتر است هر چند یک بار تنها از یک پارچه نرم و تمیزکمی مرطوب استفاده کنید و از به کار بردن مواد شوینده و صابونها معطر کاملا” پرهیز کنید

آشنایی با فیروزه

منبع : سایت اوشیدر

آشنایی با فیروزهآشنایی با فیروزه


جاباما
تور



دسته بندی :


  • مقالات و دانستنی های گردشگری

برچسب ها :


صفحه 10 از 195
»... قبلی 6789101112131415 بعدی 203040...«