تاریخ انتشار خبر:سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶


یاسوج یکی از شهرهای زیبا و خوش آب و هوا است که هر ساله میزبان هزاران گردشگر از نقاط مختلف کشور و جهان است. مسئولین هم به نوبه‌ی خود تبلیغات گسترده‌ای برای جذب هر چه بیشتر گردشگر انجام می‌دهند اما نکته مهمی که می‌تواند کار مسئولین را در تبلیغ هر چه بیشتر، راحت‌تر کند، تبلیغ کسانی است که به این منطقه می‌آیند. به قول معروف هر کدام از گردشگرانی که به یاسوج می‌آیند کافی است یکبار در محل کار یا در کنار اقوام و بستگان خود، سفر به یاسوج را، پیشنهاد کنند. مثلاً شخصی که از تهران به یاسوج آمده اگر از شرایط میزبانی، خدمات رفاهی، زیرساخت‌ها، آب و هوا و … راضی باشد مطمئناً در بیان خاطرات سفر خود برای دوستان و اقوام حتماً می‌گوید ‘ پیشنهاد می‌کنم بازدید از یاسوج را در برنامه خود قرار دهید’ اما عکس این موضوع هم ممکن است اتفاق بیافتد و همان شخص اینگونه بگوید: یاسوج شهر خوش آب و هوایی است اما نه امکانات خوبی دارد و نه از لحاظ فرهنگی در حد و اندازه‌ی یک شهر گردشگر پذیر است و سفر به آنجا سخت و اعصاب خورد کن است!’
اما در این گزارش نه به موضوع زیر ساخت‌ها اشاره می‌شود نه به موضوع فرهنگ عمومی، چرا که هر دو موضوع که مهمترین شاخصه‌ها برای جذب گردشگر است از کاستی‌های فراوان رنج می‌برند و حقیقتاً چشم انداز روشنی هم برای مرتفع شدن آن‌ها خصوصاً در زمینه فرهنگ عمومی، متصور نیست.
موضوع این گزارش برخی اقدامات پیش پا افتاده است که نه نیاز به هزینه‌های سرسام آور دارد و نه نیاز به فرهنگ سازی خاص! فقط کمی درایت و حوصله می‌خواهد که متاسفانه تاکنون در مدیران شهر یاسوج چندان به چشم نخورده است.

اِلِمان‌های یاسوج چیست؟
یکبار گزارشی از وضعیت، شمشیر شکسته ‘ آریو برزن ‘ در همین سایت خبری، منتشر شد اما با گذشت چندین ماه از آن هنوز هیچ تغییری در وضعیت این نماد غیرت و فداکاری رخ نداده است و همچنان با شمشیر کج و شکسته آریو برزن برخورد می‌کنیم!
موضوع دیگر تفنگ شکسته مرد بویراحمدی است که به احتمال قوی منظور سازندگان و نصب کنندگان این پیکره هم نشان دادن غیرت و مردانگی مردم بویراحمد بوده است. اما وقتی به این مجسمه نگاه می‌کنید، می‌بیند این نماد غیرت هم به بلای آریو برزن دچار شده و عملاً از تفنگ وی فقط یک لول کوچک در دست مانده و خبری از خود تفنگ نیست!
اما نکته جالب‌تر قضیه سخنان شهردار سابق بود که وقتی از وی در خصوص مشکل مجسمه آریوبرزن و شکستگی شمشیر نماد غیرت و مردانگی و میهن پرستی سئوال کردم پاسخ تأمل برانگیزی داد و گفت: من از اقدامات خودمان متعجبم! می‌خواهیم گردشگر به این شهر دعوت کنیم، اما ورود و خروج شهر، با شمشیر و برنو از گردشگران استقبال و آن‌ها را بدرقه می‌کنیم! و در توضیح این موضوع افزود: استفاده از نمادهای خشن برای شهری که می‌خواهد گردشگر پذیر باشد چندان زیبنده نیست و به جای این کارها باید کار فرهنگی کرد.
سخنان شهردار یکی از دغدغه‌های اصلی این استان در خصوص گردشگری است اما موضوع گزارش ما این است که چرا چنین نمادهایی که به راحتی قابل تعمیر و بازسازی است، با این وضعیت رها شده است؟

میدان عدل کجاست؟
یکی از مشکلات شهر یاسوج نامشخص بودن نام برخی خیابان‌ها، میدان‌ها و بلوارهای این شهر است! یکی از مسیرهای پرتردد درون شهر چه برای مردم خود شهر و چه برای گردشگران، بلوار امام خمینی است که البته اگر از ۸۰ درصد مردم شهر بپرسید کجاست؟ نمی‌دانند! ولی کافی است بپرسی ‘بلوار شصت متری’ کجاست؟ تقریباً صد در صد مردم می‌دانند! اما نکته قابل تأمل، تابلویی است که در همین بلوار نصب شده و بر روی آن مسیرهای منشعب از میدان ‘انقلاب’ را مشخص می‌کند و بالای آن نوشته شده: ‘ میدان عدل’! در حالی که این میدان در تابلوهای راهنما که بر روی میدان نصب شده، به عنوان میدان انقلاب نامگذاری شده است ضمن اینکه باز هم ۸۰ درصد مردم شهر آن را میدان عدل می‌نامند و در واقع نمی‌دانند میدان انقلاب کجاست! اما خود را جای گردشگری بگذارید که از مردم سئوال می‌کند از کدام طرف به سمت اصفهان بروم و مردم به وی می گویند به سمت میدان عدل بروید، گردشگر نا آشنا هم تا تابلویی که به اشتباه نوشته ‘میدان عدل ‘ جلو می‌رود اما به ناگاه با میدانی به نام انقلاب روبرو می‌شود! حال این گردشگری که با منطقه آشنا نیست با چه سردرگمی مواجه خواهد شد! ضمن اینکه این روزها خود ما هر گاه به مسافرت می‌رویم از روی ‘نرم افزار گوگل مپ، یا همان نقشه شهرها بر روی مرورگر گوگل، مسیرها را به راحتی پیدا می‌کنیم اما بر روی گوگل مپ نه اثری از میدان انقلاب هست نه از میدان عدل!
رفع این چنین مشکلات پیش پا افتاده‌ای، که نه هزینه‌های سرسام آور می‌خواهد و نه تخصص و مدیریت خاص، نشان از این می‌دهد که مسئولان مدیریت شهر از وضعیت شهر چندان اطلاعی ندارند و بیشتر وقت خود را صرف مواردی می‌کنند که خروجی مثبت و قابل ارزشی برای شهر ندارد. البته در این خصوص با ورود شورای جدید باید امیدوار بود که هم و غم شورا و شهردار پرداختن به مشکلات شهر باشد نه زد و بندهای سیاسی و قومی چرا که یکی از اعضای شورای جدید به صراحت گفته است می‌خواهد از تخصص خود برای کمک به شهر استفاده کند.
فرشاد نگین تاجی در گفتگویی با تابناک در خصوص دلیل انتخاب مقدم به عنوان شهردار یاسوج به وضعیت شهر اشاره کرده و گفت: در مورد اینکه چرا به آقای مقدم رأی دادم لازم است یادآوری کنم که شعار ما، قبل، حین و بعد از انتخابات تخصص گرایی بود و انتخاب اشخاصی مثل من، نشان از خواسته‌ی مردم برای انتخاب تخصص است و می‌خواهند در حوزه‌ی شهری تصمیم گیری‌ها بر اساس تخصص باشد ضمن اینکه همیشه دغدغه انتخاب شهردار بر اساس تخصص وجود داشته است و این سئوال برایم مطرح بوده است که آیا شخصی که قرار است شهردار شود، با دیدگاه‌هایم همخوانی دارد یا نه؟ و آیا می‌تواند شهر را نجات دهد؟
به گزارش تابناک کهگیلویه و بویراحمد، حال باید منتظر نشست و دید با انتصاب رسمی شهردار، آیا شهردار و شورای شهر آنگونه که نگین تاجی گفته است می‌توانند شهر یاسوج را از این وضعیت بی سر و سامانی نجات دهند یا باز هم در همان حد شعارها می‌ماند؟ این نکته ایست که معلوم شدن آن چندان زمانبر نخواهد بود و با نمایان شدن اولین اقدامات تیم مدیریت شهر می‌توان به سمت و سوی برنامه‌های آن‌ها برای مدیریت شهر پی برد.

فصل گردشگری تمام شد!میدان عدل کجاست؟

فصل گردشگری تمام شد!میدان عدل کجاست؟فصل گردشگری تمام شد!میدان عدل کجاست؟


جاباما
تور



دسته بندی :


  • خبرهای گردشگری

برچسب ها :


عقد کنان دریزد سفره عقد یکی از سفره‌های سنتی ایرانی است که در مراسم عقد و یا هنگام عروسی پهن می‌شود و عروس و داماد بر سر آن می‌نشینند و به خطبه عقد گوش فرا می‌دهند. سفره عقد در اکثر شهرهای ایران رواج دارد و در آن شش ظرف که هرکدام محتوی چیزی است که بیانگر آرزویی برای عروس داماد است، قرار دارد این ظروف معمولاً شامل : گردو، بادام، فندق، نان و نبات و تخم مرغ می‌باشند. در میان اینها ظرف هایی از شیرینی و نان پنیر وسبزی، جام هایی از عسل و ماست که کنایه‌ای از شیرینی و ترشی در کنار هم در زندگی مشترک می‌باشند قرار دارد . تخم مرغ نمادی است برای باروری و زایش اولاد توسط عروس ونان نمادی برای برکت ورزق ورورزی است.نبات برای شیرین کامی و… قرآن مجید کتاب خدا به نشانه ی مورد تایید قرار داشتن وصلت از سوی خداوند و طلب یمن و برکات الهی جلو آینه و بالای جانماز قرار می گیرد. آینه هچنان که در خرید عروسی آینه در سرلوحه و پس از قرآن مجید قرار دارد ، در سفره عقد نیز در صدر سفره و رو به عروس و داماد قرار می گیرد تا با نگریستن در آن دلهایشان نسبت به هم مانند آینه صاف و زلال باشد و سعادتمند شوند . یک جفت شمعدان شمعدانها در دو سوی آینه جای دارندو شمع های فروزان درون آنها هنگام جاری شدن صیغه عقد ،نشانه آرزوی روشنایی وگرمی در پیوند عروس و داماد است . جنس شمعدان با قاب آینه یکی و معمولاً نقره برنز یا بلورین می باشد. جانماز پیشاپیش آینه گسترده می شود و روی آن مهر و تسبیح زیبایی قرار می دهند تا گواهی بر پای بندی زوج نسبت یه اصول دین اسلام باشد و تبرک آن شامل حال عروس و داماد شود . این سجاده و زیر مهری کوچک روی آن یا از جنس ترمه قدیمی به جا مانده در خانواده با آستر ساتن خوش رنگی مانند زرشکی و غیره می باشد یا آن را مخصوص عروس از مخمل سفید می دوزند و رویش را با نخ براق نقره ای سوزن دوزی می کنند . مهر این جا نماز به شکل قلب یا گل یا اشکال زیبا واستثنایی دیگر انتخاب می شود. کاسه نبات در یک سوی بالای سفره عقد توده ای از نبات را به شکل زیبای قالبی خاص که گاه در چندین طبقه تهیه شده است ، قرار می دهند . نبات نماد آروزی شیرینی پیوند عروس داماد است که معمولاً آن را از نبات اعلای زعفرانی تدارک می بینند. نقل و سکه نقل به نشانه ی شیرین کامی و سکه برای افزایش روزی عروس و داماد سر سفره ی عقد گذاشته می شود . امروز مخلوطی از نقل سه مروارید و پولک را در بسته بندی های کوچک یا اشکال ابتکاری دیگر قرار می دهند واین تورها را با شکوفه و روبان تزیین می کنند.سکه های ویژه سفره عقد ،طلایی رنگ است که روی آن مبارک باد یا نام مبارک حضرت مهدی (عج) ضرب می شود . تخم مرغ از دیر باز تا کنون تخم مرغ نماد تولد وتداوم نسل است از این رو پیداست که نهادن آن بر سفره ی عقد به نیت ادامه نسل زن و مرد و باروری ازدواج آن دو می باشد. معمولاً برای تبرک تعداد تخم مرغ ها را پنج دوازده یا چهارده به نیت پنج تن دوازده امام (ع)و چهارده معصوم(ع)انتخاب می کنند. فندق گردو و بادام این خوراکی های مقوی و پر مایه الهی رانیز به نشان گسترده بودن سفره خوراک عروس و داماد و توانمندی آنها سر سفره عقد می گذارند. نان و پنیر نان را به نشانه ی برکت خداوند و پنیر را با نیت وسعت روزی و سپید بختی بر سر سفره عقد می نشانند . امروز نان و پنیر را به صورت لقمه های کوجک در می آورند و با نایلون محافظ غذامی پوشانند. سبزی را به نشانه ی سلامتی سر سبزی و خرمی در سفره عقد می گذارند. سبزی عقد، سبزی خوردن است که از تره ریحان شاهی نعناع تربچه پیازچه تشکیل می شود. گل به نشانه شادابی و طراوات و به عنوان نمادی از زیبایی این پیوند سبدی از گل بر سفره عقد می نشانند. همچنین برای آراستن اجزای دیگرسفره عقد نیز از شاخه های گل و گلبرگ های رنگین استفاده می کنند . گل سرخ یا رز نماد شناخته شده عشق در سراسر جهان است . شیرینی آشکار است که شیرینی به نشانه به ارمغان آوردن شهد خوشبختی بر سر سفره عقد می نشیند. معمولاً هر دو نوع شیرینی خشک و تر را به این منظور به کار می برند شیرینی سفره عقد باید خوش ریخت کوچک وتازه باشد. میوه: نهادن میوه های رنگین بر سر سفره عقد به منزله برخورداری عروس و داماد از مواهب رنگارنگ الهی ونعمت های طبیعی زندگی است. عسل : مراسم عسل در دهان همدیگر گذاشتن پس از جاری شدن صیغه عقد به منظور آن که عروس داماد در آینده مایه ی شیرین کامی و دلارامی هم باشند. جا حلقه ای: حلقه ی ازدواج زوج معمول امشابه هم است و در جعبه مخصوصی از طلا فروشی خرداری میگردد . این حلقه را بر جایگاه خاص و زیبایی پیش پای عروس و داماد می گذارند. تا پس از جاری شدن صیغه عقد آن را در انگشت هم جای دهند. خونچه نان و اسپند به مفهوم سفره کوچک است و در اصطلاح به طبق هایی چوبی گفته می شد که در آن وسایل عقد را قرار می دادند. نان: در گذشته نان سر سفره عقد سنگک بود اما امروزه هر نوع نانی رامی توان به این منظور مورد استفاده قرار داد. اسپند علاوه بر دود کردن اسپند در آغاز هر یک از مراسم و جشن های مربوط به ازدواج از جمله عقد به نیت دور داشتن چشم بد از وصلت جدید و از جان عروس و داماد. کله قند ساییدن یک جفت کله قند هم شکل و هم اندازه روی پارچه ای بر سر عروس و داماد به نیت فروباریدن شادی و شییرنی بر سر آنها طی زندگی مشترک صورت می گیرد. تور قند ساییدن حریر تور با پارچه نازک سپید رنگی را به شکل مربع یا مستطیل تهیه می کنند تا کله قند ها روی آن بر سر عروس و داماد ساییده شود . در گذشته در شهر یزد بر سر عروس پارچه سبزی را می گرفتند وروی ان دو کله قند می ساییدند ونیز سوزنی را به شکل دوختن در دست می گرفتند واشعار ی را می خواندند مثل اینکه می دوزم ومی دوزم مهر ومحبت می دوزم برای عروس وداماد می دوزم بعد از خطبه هم گویا عروس را به حمام غرق شده می بردند وحمام دزدکی انجام می دادند .

عقدکنان در یزد

عقدکنان در یزدعقدکنان در یزد

حزن و اندوه به هنگام از دست دادن دوستان و بستگان، امریست كه فطرت انسانى بر آن سرشته شده است. وقتى كسى گرفتار مصیبت فقدان عزیز وجگرگوشه اى از دوستان و آشنایان خود مى شود، اندوه او را فرا مى گیرد و بى اختیار اشك از گونه هایش جارى مى شود. تا كنون مشاهده نشده است كه كسى منكر این حقیقت باشد و به طور جدى و واقعى آن را انكار كند. از سویی دیگر این مطلب بر همگان روشن و بدیهی است که اسلام دینى مبتنی بر فطرت و اقتضائات روحی و روانی انسان است و برنامه های خویش را مبنی بر اقتضائات فطری انسانی و بدون مخالفت با آن تنظیم نموده است: چنانکه قرآن کریم می فرماید: (فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرتَ اللّهِ الَّتِى فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها).) «پس روى خود را متوجه آیین خالص پروردگار كن! این فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفریده است». مرگ و مراسم تدفین در ایران باستان به آثار بجای مانده، آئین‌ها و عقاید مردم ساکن فلات ایران در ارتباط با مرگ و مردگان می‌پردازد. ایرانیان در دوره‌های باستان گاه جسد را با موم می‌پوشاندند و آن‌گاه آن را دفن می‌کردند چنانکه در جنوب ایران متداول بود. گاه جسد را می‌سوزاندند و این عمل به دلیل فراوانی چوب و وجود جنگل بیشتر در جنوب دریای مازندران و دیگر مناطق پرجنگل انجام می‌شد. گاهی نیز اجساد را در دخمه‌هایی می‌گذاردند تا طعمهٔ لاشخورها شوند. گاه نیز اموات را در تابوت‌ها یا کوزه‌های سفالین دفن می‌کردند. پس از فراگیری دین زرتشت و هنگامی که این دین به صورت دین رسمی ایرانیان درآمد، سوزاندن، غرق کردن و به خاک سپردن جسد گناه بزرگی شمرده شد. در آیین زرتشت آتش و آب و خاک مقدس هستند اگر جسد را مدفون کنند خاک را آلوده ساخته‌اند و اگر در آب غرق کنند آب را ناپاک نموده‌اند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن این فروغ آسمانی بزرگترین معاصی صورت گرفته‌است. به عقیدهٔ پیروان مزدیسنا باید جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشه‌خور قرار داد و یا بالای برج‌های خاموشی در معرض نابودی گذاشت. در یزد پس از فوت نزدیکان آش ماش می پزند ودود هوا می کنند . ونقل وخرما در مزار توزیع می کنند وبا آش ماش به تشیع کنندگان نهار می دهند ودر مراسم هفت وچهلم هم نان سوروک خیرات می کنند . وغذای مخصوصی دارند .

آیین سوگ متوفی در یزد

آیین سوگ متوفی در یزدآیین سوگ متوفی در یزد

نخل برداری از ویژگی های منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب میگردد.نخل برداری از ویژگی های منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب میگردد. و در اکثر نقاط استان یزد در روز دهم محرم بعداز بجا آوردن نماز ظهر عاشورا هیئت های مختلف به زیر نخل رفته و با صدای یاحسین یاحسین ، سه بار نخل را به دور کلک حسینیه می گردانند . در خصوص پیدایش نخل و وجه تسمیه آن عقایدی بشرح ذیل مطرح است : ۱٫ نخل اقتباس از خیمه مجمع حضرت موسی (ع) است وبا اقتباس از تابوت عهد می باشد ( صندوقی که خداوند بر مادر موسی (ع) فرستاد تا او را در آن قرار دهد، بعدها این تابوت به دست قوم وی افتاد و از آن نگهداری نموده و بدان تبرک می جستند.) ۲٫ نخل به خیام حضرت امام حسین (ع) اشاره دارد و می خواهد خاطره ی خیمه های حرم آن امام را در کربلا مجسم کند . ۳٫ نخل یادآور گهواره ی دو گوشواره عرش مجید، یعنی حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است . ۴٫ چون بدن مطهر و مقدس سالار شهیدان کربلا ، حضرت امام حسین را بدون تشییع به خاک سپرده اند ، شیعیان همه ساله به جبران ، این رسم را تکرار می کنند . و حجیم بودن نخل بیانگر عظمت و بزرگواری آن حضرت می باشد . بطور کلی بزرگی و سنگینی این نخل ها گاهی چنان است که چند صدنفر مرد قوی باید تا آنرا از زمین بردارند و بردوش گیرند و حمل کنند.در روزهای قبل از عاشورا اعضای هیئت ها به تزئین نخل می پردازند ، بدین صورت که یک طرف از بدنه آنرا با آئینه هایی کوچک و بزرگ آذین می بندند که نمایانگر نور افشانی پیکر حضرت امام حسین (ع) در آن است. طرف دیگر نخل تماماً روکش پارچه سیاهی دارد که شمایلی از درخت سرو به رنگ سبز در وسط قسمت سیاه پوش نصب شده است .سرتاپای آن سر تیز دشنه ها یا شمشیر هایی در آن فرو رفته وآن هم نمودی است از تیرها و زخمهایی که بر پیکر سرو مانند حضرتش وارد گشته است .در دو طرف دیگر بصورت قرینه ، پرده سیاهی آویخته می شود که بر روی آن شکل شیر و بدن بی سرِ آغشته بخون نقاشی یا تکه دوزی شده است . درحالیکه شیر بادهان خود بر آن بدن بوسه می زند و یا باقیمانده ی نوک دشنه ها و نیزه ها را از بدن مطهر خارج می کند .درهنگام نخل گردانی یکی از سادات بر بلندای نخل قرار می گیرد و با صدای ضربات سنج و یاحسین نخل گردانان را هدایت می کند .

نخل برداری

نخل بردارینخل برداری

محله باغ خندان تفت از جمله مناطق زرتشتی نشینی است که بافت قدیمی‌ خود را همچنان حفظ کرده است. مراسم پیشواز فروهرها و مراسم جشن نوروز در این روستا با قاسم آباد تفاوت دارد. اگرچه آتش افروزی بر بام خانه‌ها ی این محل در روز نوروز اجرا نمی‌شود، اما برگزاری مراسم پنجه کوچک و پنجه بزرگ که از ده روز قبل از نوروز آغاز می‌شود، معمول است. روزهای پنجه بر اساس اندرزهای دینی از یک سو زمان بازگشت فروهر درگذشتگان برای دیدار از بستگان خویش است از سوی دیگر بر پایه منابع اساطیری و باورهای مردمی، آفرینش انسان در روز اورمزد یعنی اولین روز سال نو به پایان می‌رسد. در این روزها در بسیاری از خانه‌های زرتشتی مراسم گهنبار، یک نوع مراسم آیینی که شبیه خیرات است انجام می‌شود. در گهنبار موبدان آجیل خشک یا لرک و هفت میوه را با خواندن اوستا تقدیس و سپس بین مردم تقسیم می‌کنند. در روزهای پنجه و نوروز، زرتشتیان تفت در جلوی خانه‌های خود گل سفید می‌پاشند که به معنی باز بودن در خانه به روی مهمان است. این سنت در کشورهای آسیای میانه به این صورت باقی مانده که در روزهای پیش از نوروز کنده درختان را سفید می‌کنند. دکتر کتایون مزداپور، پژوهشگر و استاد دانشگاه علت این تفاوت زمانی را در گاهشماری‌های گوناگون می‌داند: “روز نوروز که مطابق با تقویم قدیمی ‌در حال حاضر در اوایل تابستان است را نوروز مردگان می‌گفتند. نوروز قدیمی ‌که الان هم در اوایل تابستان جشن گرفته می‌شود در هند نیز وجود دارد. بیاد دارم که پدربزرگ ما همیشه در زمان این نوروز برای بزرگداشت درگذشتگان به دخمه می‌رفت و چیزهایی مثل میوه را همراه خود می‌برد و به زمین می‌زد تا بوی آنها متصاعد شود. این نوروز برای مردگان بود اما نوروز اول فروردین نوروز فصلی و برای زنده‌ها بود. در واقع دو جنبه دینی و جنبه ملی را از هم جدا کرده بودند و الان تقریبا دوباره با هم یکی شده است. در بعضی مناطق اعتقاد به اهمیت دینی دارند و فقط اهمیت آئینی صرف نیست. مثلأ در تفت در تابستان در نوروز آتش روشن می‌کنند و همانطور مراسم قدیم را نگه داشته اند. در حقیقت در جامعه زرتشتی یک تلفیق بین آئین ملی و آیین دینی هست که اینها را به هم انطباق می‌دهد.” در مراسم “میله گل سرخ” در مزار شریف، هفت میوه خشک در آب ریخته می‌شود و در روز نوروز بر سفره نوروزی قرار داده می‌شود. بوی خوش و تمیزکردن خانه از دیگر سنت‌هایی است که برای استقبال از اجداد و نیاکان در ایام پنجه به آن توجه شده است. آنطور که رستم کاووسیان می‌گوید، خانه و کاشانه کثیف باعث آزردگی روان فروهر درگذشتگان می‌شود: “ما زرتشتیان به اورمزد و فروردین ماه که جشن تازه شدن طبیعت است بسیار اهمیت می‌دهیم و آن را بسیار نیکو می‌شماریم. در پیشاپیش آن خانه تکانی‌هائی انجام می‌دهیم و معتقدیم تمام زندگی ما باید پاک باشد. در شب عید حتما خانه تکانی باید انجام شود و اگر کینه و عداوتی داریم باید حل کنیم.” ماهدخت فروهر: “ما اسفند و کندر دود می‌کنیم، تا بوی خوش بیاید و وقتی فرشته و ملائکه می‌یایند و اجدادمان به خانه سرمی‌زنند، تمیز و پاک باشد و ما را دعا کنند و نه اینکه از کثافت ما را نفرین کنند.” در آخرین روز پنجه بزرگ مراسم دینی پیش از نوروز به پایان می‌رسد. فرارسیدن بهار و آغاز سال نو برای زرتشتیان همانند همه ایرانیان، جشن رستاخیز طبیعت و لحظه فرا رسیدن شادی است. پس از تحویل سال، زن خانه آینه و گلاب پاش را بر می‌دارد و به اعضای خانواده تبریک و شادباش می‌گوید. عید دیدنی ساکنین باغ خندان در اولین روز از سال نو به شکلی خاص انجام می‌شود. در آغاز آنها دسته جمعی به درب مهر محل زندگی خود می‌روند و در کنار آتش، به نیایش و اوستا خوانی می‌پردازند. پس از آن دیداردسته جمعی از خانه‌ها آغاز می‌شود. اولین دیدار نوروزی از خانواده ای شروع می‌شود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نو عید نامیده می‌شود، در سکوت برگزار می‌گردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن می‌نشینند، عکس درگذشته معمولا در کنار سبزه نوروزی قرار دارد. پرویز ورجاوند پژوهشگر فرهنگ زرتشتیان می‌گوید مراسم نو عید حضور نمادین شخص درگذشته در مراسم نوروزی است: “بازدید از خانه کسی که در گذشته ای دارد برای سوگواری نیست. همانطور که در تصوف ایرانی مسند شیخ یا پیر را حتی اگر خودش حضور ندارد انداخته می‌شود و همیشه احساس حضور آن پیر در جمع وجود دارد، در مراسم نوروزی هم وقتی یک نفر از خانواده ای درگذشت، به دیدن او می‌رویم یعنی او روحأ حضور دارد و چون درگذشته و بازگشته، مهمان عزیز ما است. ابتدا به خانه او و برای دیدنی او می‌رویم؛ نه بخاطر سوگواری و تسلی بازماندگان، بلکه حضور او را همان ادامه زندگی قبلی او می‌دانیم.” پس از برگزاری مراسم نوعید، زرتشتیان با شادی و پایکوبی و نواختن ساز ضربی دایره مانند مخصوص خود که آنرا عربانه می‌نامند، به دید و بازدید خویشان و آشنایان می‌روند. میزبان که پیشاپیش میز نوروزی را با شیرینی‌های مخصوص و شربت و چای برای پذیرایی آماده کرده است، در ابتدا برای مهمانان خود آینه و گلاب می‌گیرد. سپس پذیرایی با خوردن نقل آغاز می‌شود و همزمان ساز و آواز و پایکوبی ادامه می‌یابد. یکی از شیرینی‌های مخصوصی که زرتشتیان حتما بر خوان نوروزی خود می‌گذارند کماج است. کماج شیرینی کیک مانندی است که به شیوه سنتی تهیه می‌شود. ماهدخت فروهر آن را از مهمترین شیرینی‌های لازم برای این روزها می‌داند.

نوروز در محله خندان تفت

نوروز در محله خندان تفتنوروز در محله خندان تفت

در شهر یزد در گذشته ها چون ماشین ووسیله نقلیه جمعی نبود.د ر شب عروسی عروس را پیاده تا خانه داماد می بردند.وهمه اقوام نیز پشت سر اوبه خانه داماد می رفتند.و از چراغهای تیریک یا فانوس استفاده می کردند . تا مسیر کوچه ها را روشن کنند . در این فاصله نزدیک خانه داماد عرو س چند بار جلو نمی رفت واز پدر شوهر وداماد پا انداز می خواست که آن هم یک هدیه ویژه بود پدر شوهراول یک سر انداز که یک هزینه سفر به خانه خدا یا مشهد مقدس بود به نو عروسش هدیه می داد اما باز عروس خانم از رفتن به خانه بخت امتناع می کرد وپا پیش نمی گذاشت . آنگاه پدر شوهر دوبارپا انداز می داد .و بقیه اقوام داماد و خود داماد هم پا انداز می داد ند. بعد یک گوسفند سر راه عروس قربانی می کردند. وانگاه عروس به خانه بخت می رفت . در خانه داماد هم شادی بر پا می شد .

عروس کشون در یزد

عروس کشون در یزدعروس کشون در یزد

در زمان هایی نه چندان دور، مردم ایران برای استقبال از ماه رمضان آداب و آیین بخصوصی داشتند. آدابی چون نقاره زنی، کلوخ اندازون، ، خاك گیری، بازسازی و نوسازی مساجد و قالی های آنها، ریزه خوانی و مناجات خوانی. هرچند هنوز گوشه هایی از این آداب و رسوم هنوز در برخی مناطق به چشم می خورد اما به نظر می رسد زندگی شهری و اقتضائات آن مجال پرداختن به این سنت های زیبا را از مردم این دیار ستانده است. آیین زیبای نقاره زنی در شب حلول ماه رمضان یکی از سنت هایی است که از زمان ایران باستان رواج داشته و پس از ورود اعراب به ایران رنگ و بوی اسلامی به خود گرفته است. سال گذشته به مناسبت حلول ماه رمضان، پس از مدت ها بار دیگر سنت نقاره زنی احیا شد تا مردم امروز را به تامل در دقایق مناسك و رسوم گذشته وادارد. مراسم نقاره زنی با طبالی همراه است و انسان با شنیدن نوای آن حس می كند حتی در موسیقی كوبشی ایرانی نیز حسی حزین سیلان دارد، صدا با گوش جان ها آشناست و یاد غم غریبی را در دل زنده می كند. دكتر «اردشیر صالح پور» مدرس دانشگاه هنر درباره سنت «نقاره زنی» می گوید: «سنت نقاره زنی به ایران باستان باز می گردد، حرمت و تقدس خورشید همواره برای ایرانیان مد نظر بوده و هر گاه هنگام غروب خورشید به چاهسار مغرب فرو می رفته همواره از بیم این كه مبادا برنیاید، تشویشی در دل آنها ایجاد می شد و برای ازدیاد نور و بركت خورشید، شروع به نقاره زنی می كردند. بعدها همواره در كسوف و خسوف هم بر طبل های برنجی می كوفتند و این تصور عامیانه را داشتند كه خورشید در خلق اژدهای شب فرو رفته و شب دارد او را می بلعد .» وی با اشاره به تاریخ و قدمت برگزاری این مراسم از قول هرودوت، مورخ یونانی می افزاید: «نقاره زنی به هنگام جنگ یكی از سنت های رایج هخامنشیان بوده و در دوره ساسانیان با كرنا نوازی همراه بوده است. پس از اسلام، دیلمیان اولین حكومت اسلامی هستند كه خلفای بغداد را وادار می كنند از آیین نقاره نوازی به گاه اذان و شامگاه و صبحگاه استفاده كنند و این نخستین آمیزه فرهنگ ایرانی و اسلامی است. این سنت تداوم پیدا می كند و این دو نوبت نوازی (شامگاه و صبحگاه) به سه نوبت و چهار و پنج نوبت می رسد .» دكتر صالح پور در ادامه با اشاره به این كه این سنت تا قرن دهم كم كم فراموش شد، به احیای مجدد آن در دوره صفویان اشاره می كند و می افزاید: «در دوره صفویان كه یك حكومت مذهبی سر كار می آید از نقاره زنی برای تهییج لشگر استفاده می شود. در دوره قاجار شاهد توجه جدی به نقاره زنی هستیم كه در میدان ارگ سلطنتی ناصرالدین شاه سر در نقاره ای است كه آن جا نقاره می نواختند .» سال گذشته به مناسبت افتتاح سر در باغ ملی و همزمانی آن با حلول ماه مبارک رمضان نقاره نواخته شد. آیا این سنت زیبا تداوم پیدا می کند؟ مراسم پیشواز در شهرستان ها شهرستان های ایران هر كدام سنت ها و آیین های ویژه ای برای ماه مبارك رمضان دارند. «ابوالقاسم فقیری» محقق فرهنگ عامه در این مورد به آداب مردم شیراز اشاره می كند: «شیرازی ها، آخرین جمعه ماه شعبان را كلوخ اندازون گویند. در این روز رسم است كه مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر می روند و آن روز را با خوشی به شام می رسانند. چون باور دارند كه ماه مبارك رمضان، ماه عبادت است و در این ماه تنها باید عبادت كرد.» از چند روز مانده به ماه رمضان، بعضی از خانواده ها نذر دارند و افطاری می دهند و بیشتر میهمانی ها به شكل افطاری برگزار می شود. همچنین رسم است كه پس از افطار، مردم به دید و بازدید می روند و گاهی تا وقت سحر دور هم می نشینند، صحبت می كنند و شب چره ای شامل تنقلاتی مانند رنگینك، زولبیا و بامیه می خورند.» در همین شیراز، خانواده هایی كه دختری را شوهر داده باشند، در اولین ماه رمضان پس از عروسی، خود را موظف می دانند تا افطاری كاملی به نام «روز والون» تهیه كنند و همراه با گلی برای عروس بفرستند، در شیراز از هر نوع هدیه عروس را گلی می گویند. «رمضان خوانی» یا «الله رمضونی» نیز یكی از سرگرمی های بچه ها و جوانان در ایام ماه مبارك رمضان در برخی از مناطق كشور است . دكتر «محمد مهدی ناصح» درباره نحوه اجرای این رسم در خراسان به ویژه در شهر بیرجند چنین توضیح می دهد: «كودكان و نوجوانان در ایام ماه رمضان در گروه های مختلف و تحت سرپرستی یك نفر به در منازل می روند و با خواندن شعرهایی، از صاحب خانه تقاضای شیرینی و خوردنی می كنند، شعرهایی كه در این مراسم خوانده می شود به نام رمضانی مشهور است و معمولا توسط سرگروه خوانده می شود .» مردم گیلان چند روز قبل آغاز ماه مبارک رمضان با روزه دارى به پیشوازاین ماه مبارک مى روند که در اصطلاح محلى به آن آیین« پیشاشو » گفته می شود. درماه مبارک رمضان سفره خانواده هاى گیلانى نیز نسبت به ماههاى دیگر سال تغییرمى کند و غذاهاى مقوى جاى غذاهاى کم پروتئین را می گیرد. بسیارى از خانواده هاى گیلانى در این ماه براى افطار یک نوع شیرینى محلى تهیه می کنندکه به آن “رشته و خوشکار” می گویند. در پخت این نوع شیرینى ازآرد برنج ، شکر ، مغز گردو و ادویه جات معطر استفاده می شود و استفاده از آن به دلیل برخوردارى از گلوکز و پروتئین گیاهى موجود در مغر گردو بسیار نیرو بخش است. غذاهای ماه رمضان در هر گوشه از ایران زمین، مردم هر خطه در ماه رمضان، غذاهای خاصی می پزند و برای افطار و سحر تدارك ویژه ای می بینند. «سید احمد وكیلیان» مدیر مسئول فصلنامه «فرهنگ مردم» در این باره می گوید: «زمانی كه هنوز دكان نانوایی در شهرها نبود، مردم در خانه ها نان می پختند، به طور مثال در شهر اصطهبانات فارس، هفت نوع نان مانند نان های جو، ذرت و بلوط برای سحر و افطار طبخ می شد كه از نان های سبك تر برای افطار و از برخی دیگر برای سحر استفاده می كردند. همچنین در این شهر هفت نوع اشكنه نیز برای ماه رمضان پخته می شد مانند اشكنه های شمبلیله، بابونه، گشنیز، باقلا و …… وی می افزاید: «آتش نیز یكی از غذاهای سنتی ماه رمضان است و انواع مختلفی دارد. آش بی بی سه شنبه در جهرم فارس، آش روزه در برد سیر كرمان،‌ آتش قره میخ دردره گز خراسان و آش قونبید در قم، هر یك به شكل و شیوه خاصی پخته می شود.» از دیگر غذاهای ماه رمضان می توان از آبگوشت مرغ در كازرون، برنج بلغور در كالتان، پشت اسمی در جهرم، پنیر كوزه در قزوین،ته تالی در اراك، ترشی تره در كته سر خمام، تیره در سهران طالقان، چنگال لور در اصطهبانات فارس و حلالی در اسماهور الیگودرز نام برد. همچنین ایماج از جمله خوراكی های سفره افطار در قزوین است كه با خرده های نان خشك، پنیر و گردو درست می شود . آداب ترکمن ها در ماه رمضان ترکمن ها در ایام ماه مبارک رمضان آداب و رسوم مخصوص خود را برگزار می کنند. آداب و رسومی چون؛ نماز تراویح، روز خانه تکانی، روز شیرینی پزان و نماز عید سعید فطر که خود آیین ویژه ای دارد. یکی از جالب ترین رسوم ترکمن ها، تهیه جهیزیه دختران در شب های ماه مبارک است. در این شب ها دختران جوان و دم بخت ترکمنی تا سحر بیدار می مانند و به دوخت و دوز جهیزیه مشغول می شوند. هر دختر باید ۴۰ عدد پیراهن بلند ترکمنی و ۴۰ عدد «نقش بالاق» یا شلوار هفت تکه ترکمنی به عنوام جهیزیه به خانه شوهر ببرد و همه این ها را باید با دست های خود دوخته باشد. همچنین در شب های قدر برای دخترانی که تازه نامزد شده اند و یا نوعروسانی که پیش از ماه مبارک رمضان به خانه بخت رفته اند شیرینی مخصوصی فرستاده می شود. علاوه بر این در شب «یا رمضان» امام جماعت مسجد یا یکی از طلبه ها همراه گروهی از جماعت به خانه ها سر می زند و مقابل در هر خانه ۳ بار غزل مخصوص شب قدر را می خواند.

کلوخ اندازان یزدی

کلوخ اندازان یزدیکلوخ اندازان یزدی

لینک های مرتبط :


شاید زرتشتیان در طول تاریخ بیشترین کوشش را برای نگهداری جشن نوروز که بخشهایی از آن به آیین‌های دینی آنان تعلق دارد داشته‌اند. با این وجود امروزه آیین‌های نوروزی در روستاهای مختلف زرتشتی نشین متفاوت است. روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیم‌ترین آیین‌های نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار می‌شود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانه‌های قدیمی ‌محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن می‌شوند. هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که “ودرین” نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، مجمر آتش و یک چراغ روغنی به بالای بام می‌برند و در کنار هیزم‌های از قبل آماده شده می‌گذارند. حدود ساعت پنج صبح سپیدی کلاه مردان زرتشتی در جرقه‌های آتش نمایان می‌شود. همزمان با بر افروختن آتش آهنگهای نوروزی که از بلند گو پخش می‌شود، سکوت قاسم آباد را می‌شکند. کیخسرو ماوندادی یکی از ساکنین محله قاسم آباد دلیل آتش افروزی بر بام‌ها را توضیح می‌دهد. او بیاد می‌آورد که در گذشته اجرای این مراسم با موسیقی زنده همراه بوده است: “آتشی که در سپیده دم اورمزد برابر با اول فروردین بر روی بام افروخته می‌شود یک سنت کهن ایرانی است که در روستا‌های زرتشتی نشین باقی مانده است. ما بر این باور هستیم که ده روز مانده به عید نوروز که پنجه کوچک آغاز می‌شود، با آنش افروزی روان درگذشتگان را به خانه‌هایمان پذیرا می‌شویم. در پایان سال هم با آتش یعنی با نور و گرما آنها را بدرقه می‌کنیم و آب پشت سرشان می‌ریزیم.” “در آن زمانها پیرمردها- که روانشان شاد باشد، خدا بیامرز شدند- در پشت بام خانه‌ها به صورت پراکنده با ساز و دف و آواز این مراسم را برگزار می‌کردند. بیاد می‌آورم در آن زمان ما خیلی دوست داشتیم که نیمه شب از خواب بیدار شویم و صدای گرم آنها را با صدای دف، ساز و سرنا بصورت زنده بشنویم. اما امروزه چون آنها دیگر زنده نیستند ما این موسیقی را به حالت نوار در آوردیم و این همان صدای سازی است که در صدا و سیما هم پخش می‌شود. هدف زنده نگه داشتن این سنت است.” زرتشتیان معتقدند که روان یا به گفته آنان فروهر نیاکانِ درگذشته از ده روز پیش از نوروز به دیدار خانه و کاشانه پیشین خود می‌آیند و در صبح سال نو به محل اولیه خود بازمی‌گردند. آنها باور دارند عطر میوه‌هایی که پاره می‌شوند، و بوی خوش اسپند و کندر که از آتش متصاعد می‌شود، همراه با زمزمه اوستا، روان نیاکان را که در حال ترک خانه خود هستند شاد می‌کند. وقتی سپیده صبح می‌دمد، صدای بلندگو خاموش می‌شود و شعله‌های آتش فرو می‌نشیند، بخش آْئینی-دینی مراسم نوروز زرنشتیان در قاسم آباد یزد پایان می‌یابد و هر خانواده باقیمانده آتش خود را به آتشکده محله که به آن درب مهر می‌گویند، می‌برد. در کوچه‌های قاسم آباد بر سر در هر خانه زرتشتی نشین شاخه ای سبز از درخت سرو یا شمشاد آویخته اند. علاوه بر آن در جلوی در خانه‌ها سنجد و آویشن می‌ریزند. آدابی که کیخسرو ماوندادی با مهمان نوازی و دید و بازدید روزهای نوروز مرتبط می‌داند و می‌گوید: “بعد از اینکه سال نو تحویل شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز شد رسم بر این هست که در بالای سر درگاه هر خانه‌ای که در آن زندگی وجود دارد یک سبزه یعنی مورد، سرو یا شمشاد را نصب می‌کنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد می‌ریزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اینکه کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته می‌شود.” آتش افروزی بر بام خانه‌های قاسم آباد با تقویم دینی زرتشتیان ارتباط دارد. با این وجود، این آیین امروز در همه روستاهای زرتشتی نشین اجرا نمی‌شود. زمان بازگشت روان نیاکان به خانه خود در طول تاریخ پر فراز و نشیب زرتشتیان تغییر کرده است. در برخی مناطق آتش افروزی بر بام خانه‌ها نه در ایام نوروز بلکه در اواسط تابستان انجام می‌شود

نوروز در روستای قاسم آباد یزدنوروز در روستای قاسم آباد یزد


جاباما
تور



دسته بندی :

برچسب ها :


لینک های مرتبط :

سینما جی تهران استان تهران تهران



جاباما
تور

اگر به هر دلیلی مکان مطلب فوق در نقشه درست نمایش داده نشد، قبلاً از شما پوزش می خواهیم.


مشاهده فاصله سینما جی تهران تا:



دسته بندی :

برچسب ها :